تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 142

مساهمون:

ص١٤٢
و علت نام‌گذارى آنها هم به « اماميه » پذيرش همين اصل مىباشد . زيرا تمام فرقه‌هايى كه شيعه ناميده مىشوند « اماميه » نيستند ، لذا بر گروه‌هاى زيديه ، اسماعيليه ، واقفيه ، فطحيه و امثال آنها عنوان « شيعه » گفته مىشود در حالى كه به امامت « ائمهء اثنى عشر » معتقد نيستند . اين در صورتى است كه بحث ما تنها دربارهء كسانى باشد كه جزء مسلمانان محسوب مىشوند . ولى گاهى « شيعه » به معناى وسيع كلمه ، به جماعتى اطلاق مىگردد كه از حدود مقررات و عقايد اسلامى بيرونند ؛ مانند طايفهء « خطابيه » « 1 » و امثال آنها ، بلكه شايد اگر بخواهيم همهء گروه‌هايى را كه نام شيعه بر خود مىگذارند بشماريم از « صد » هم تجاوز نمايد . ( البتّه غالب اين گروه‌ها امروز از بين رفته‌اند . و تنها نامى از آنها در صفحات كتابهايى كه دربارهء « ملل و نحل » نوشته مىشود باقى مانده است ) . آنچه مسلّم است اينكه امروز نام « شيعه » مخصوص گروه « اماميه » است كه بزرگترين طايفهء اسلامى را پس از « اهل سنّت » تشكيل مىدهند . ذكر اين نكته نيز لازم است كه اعتقاد به ائمهء اثنى عشر چيز عجيب و نوظهورى نيست كه با اصول اسلام و كتابهاى معروف اسلامى مغايرت داشته باشد ، چراكه مىبينيم « بخارى » و ديگران از بزرگان اهل سنّت در كتابهاى صحاح خود حديث خلفاى اثنى عشر را به طريق متعدد نقل كرده‌اند « 2 » ؛ از آن جمله :
هامش
( 1 ) . « خطابيه » يكى از خطرناكترين گروه‌هاى « غلات » بوده‌اند كه شرح حال و عقايد آنها در پاورقىهاى پيشين‌آمد ( 2 ) . حديث خلفاى اثنى عشر را تنها « بخارى » نقل نكرده است . بلكه در بسيارى از كتابهاى معروف اهل سنّت به طريق مختلفى نقل شده است ؛ از جمله « مسلم » در « صحيح » خود به چند شيوه نقل كرده . همچنين ترمذى ( ج 3 ، ص 340 ، ح 2323 ) و ابوداود ( ج 2 ، ص 309 ، ح 4219 ) هر كدام در صحيح خود و « احمد حنبل » در مسند ( ج 1 ، ص 398 و ج 5 ، ص 86 - / 90 ) و حاكم در مستدرك على الصحيحين ( ج 3 ، ص 617 و ج 4 ، ص 501 ) نقل نموده‌اند ، كتابهاى فوق ، همه از معتبرترين كتابهاى دانشمندان اهل سنّت است