ما ، در اين تقسيم از آيهء زير الهام گرفتهايم : « قَالَتِ الْأَعْرَابُ آمَنَّا قُلْ لَّمْ تُؤْمِنُوا وَلَكِنْ قُولُوا أَسْلَمْنَا وَلَمَّا يَدْخُلِ الْإِيمَانُ فِى قُلُوبِكُمْ » ؛ اعراب باديهنشين گفتند ايمان آوردهايم ، بگو شما ايمان نياوردهايد ، ولى بگوييد اسلام آوردهايم ، هنوز ايمان وارد قلوب شما نشده است » . « 1 » سپس در جملهء بعد اضافه مىفرمايند : « إِنَّمَا الْمُؤْمِنُونَ الَّذِينَ آمَنُوا بِاللَّهِ وَرَسُولِهِ ثُمَّ لَمْ يَرْتَابُوا وَجَاهَدُوا بِأَمْوَالِهِمْ وَأَنفُسِهِمْ فِى سَبِيلِ اللَّهِ أُوْلَئِكَ هُمُ الصَّادِقُونَ » ؛ مؤمنان ( واقعى ) تنها كسانى هستند كه به خدا و پيامبرش ايمان آوردهاند سپس شك و ترديدى به خود راه نداده ، و با اموال و جانهاى خود در راه خدا جهاد كردهاند ، آنها راستگويانند » . « 2 »
يعنى ايمان تنها گفتار نيست ، گفتار است و يقين و عمل !
اين چهار اصل ، يعنى توحيد و نبوّت و معاد و عمل به اركان دين ، اصول اسلام و ايمان ( به معناى خاص خود ) در نزد عموم مسلمانان مىباشد .
امتياز شيعه
ولى شيعه ، اصل پنجمى به اين اصول « چهار گانه » افزوده ، و آن اعتقاد به « امامت » مىباشد .
شيعه معتقد است كه « امامت » مانند « نبوّت » يك نوع منصب الهى است ، همانطور كه خدا هر كه را بخواهد براى منصب نبوّت انتخاب مىكند و معجزاتى كه به منزلهء پيام و نص الهى است در اختيار او مىگذارد ، « وَرَبُّكَ يَخْلُقُ مَا يَشَاءُ وَيَخْتَارُ مَا كَانَ لَهُمُ الْخِيَرَةُ » ؛ پروردگار تو هر چه بخواهد مىآفريند ، و هر
هامش
( 1 ) . سورهء حجرات ، آيهء 14
( 2 ) . سورهء حجرات ، آيهء 15