براى درك اين حقيقت نظرى به تاريخ فرزندان على عليه السلام مىاندازيم كه در رأس آنها امام سجاد زين العابدين عليه السلام قرار داشت . او پس از شهادت پدرش امام حسين عليه السلام از دنيا و دنياپرستان در آن محيط پرغوغا كنارهگيرى نمود و تنها به عبادت و تربيت اخلاق و تهذيب نفس و زهد مىپرداخت ، و او بود كه اين باب را به روى جمعى از تابعين مانند حسن بصرى و طاووس يمانى و ابن سيرين و عمر بن عبيد و امثال آنها كه در وادى زهد و عرفان قدم گذاردند ، گشود ؛ در حالى كه اوضاع چنان بود كه مىتوانست خداشناسى از دلهاى مردم به كلى برچيند و از نام خدا اثرى جز بر سر زبانها باقى نماند .
پس از آن حضرت ، فرزندش امام باقر عليه السلام و نوهاش امام صادق عليه السلام بر سر كار آمدند و بنى العباس شروع شد ، دستهء اوّل رو به زوال و اضمحلال قطعى مىرفتند و دستهء دوم هنوز قدرت كافى پيدا نكرده بودند .
اين موقعيت حساس ، مجال خوبى به امام صادق عليه السلام داد ، كابوس ظلم برچيده شد و حجاب تقيّه كنار رفت ، و او توانست احكام خدا و احاديث پيامبر صلى الله عليه و آله را كه از يك سرچشمهء صاف ، يعنى از پدرش او هم از جدّش اميرمؤمنان ، و او هم از رسول خدا صلى الله عليه و آله ، گرفته بود ، همه جا منتشر سازد .
در آن موقع آيين تشيّع به سرعت بى نظيرى انتشار يافت ، و راويان حديث با شوق زيادى از آن حضرت اخذ حديث مىكردند ، كه تعداد آنها از شماره بيرون بود .
تا آنجا كه ابوالحسن وشاء به يكى از اهالى كوفه مىگفت : در همين مسجد ( مسجد كوفه ) چهار هزار نفر افراد بافضيلت و اهل ورع و دين ديدم كه همه مىگفتند : جعفر بن محمد براى ما چنين روايت كرد ! « 1 »
ما نمىخواهيم با ذكر شواهد گوناگون دامنهء اين سخن را طولانى كرده و از
هامش
( 1 ) . رجال نجاشى ، ج 40 ، ص 80 . در برخى منابع به جاى رقم متن نهصد شيخ محدث آمده است