تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 126

مساهمون:

ص١٢٦
« فرزندم ! هر چه « دين و مردم با ايمان » بنا كردند « دنيا » نتوانست آن را ويران سازد ، و هر چه دنيا و دنياپرستان بنا نمودند دين آنها را ويران ساخت ! درست دربارهء على و فرزندانش عليهم السلام فكر كن . بنى اميّه همواره براى پنهان نمودن فضايل آنان مىكوشيدند ولى گويا با اين عمل خود ، آنها را گرفته و به آسمان مىبردند ، آنها همواره مساعى خود را براى نشر فضايل نياكان خود به خرج مىدادند ، اما مثل اينكه مردارى را پراكنده مىساختند ! « 1 » جالب توجه اينكه « شعبى » گويندهء اين سخن از كسانى است كه متهم به عداوت على بن ابيطالب عليه السلام مىباشد ، ولى زمخشرى دانشمند معروف اهل سنّت در « ربيع الابرار » از وى نقل مىكند كه مىگفت : « على عليه السلام براى ما مشكلى ايجاد كرده اگر او را دوست بداريم ما را به قتل مىرساند و اگر دشمن بداريم هلاك خواهيم شد ! » . « 2 » اين وضع همچنان ادامه داشت تا اينكه دولت « سفيانى » ( فرزندان و نواده‌هاى ابوسفيان ) منقرض شد و كار به دست « مروانىها » افتاد كه در رأس آنها « عبدالملك بن مروان » جاى داشت . آرى عبدالملك ! همان مردى كه دست نشاندهء او « حجاج » « 3 » به فرمان او منجنيق‌ها را در برابر « كعبه » نصب كرد و اين خانه توحيد را آتش زد و ويران ساخت ، پناهندگان خانه خدا را كشت و « عبداللَّه بن زبير » را در مسجد الحرام در ميان كعبه و مقام ابراهيم سر بريد ! و با اين عمل احترام حرم امن خدا را كه حتى مردم زمان جاهليت آن را محترم مىشمردند و حتى ريختن خون حيوانات وحشى را ، تا چه رسد به انسان ، در آن گناه مىدانستند ، پايمال نمود !
هامش
( 1 ) . ر . ك : المناقب ، ج 2 ، ص 351 ( 2 ) . ربيع الابرار ، ج 1 ، ص 494 ( 3 ) . دربارهء حجاج سفاك ر . ك : الاخبار الطوال ، ص 328 ؛ وفيات الاعيان ، ج 2 ، ص 29 - / 54 ؛ نهاية الارب ، ج 21 ، ص 321 - / 335 ؛ تتمة المنتهى ، ص 2263
أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 126 | الشيخ ناصر مكارم الشيرازي / الشيخ محمد حسين كاشف الغطاء