تخطي إلى المحتوى الرئيسي

أصل الشيعة وأصولها ( آيين ما ) ( فارسى ) — صفحة 124

مساهمون:

ص١٢٤
اما « عمر » آن را تدبير و چاره كرد ، دنيا هم براى او تدبير و چاره‌اى نمود ! امام « عثمان » از آن بهره‌بردارى كرد ، دنيا هم بهرهء خود را از او گرفت ! ولى من آن را كاملًا در آغوش گرفتم ، به او پيوستم ، او هم به من پيوست ! ! » . « 1 » از آن روز ، يعنى از روز خلافت معاويه و يزيد ، حكومت « دينى » از حكومت « دنيوى » جدا شد ؛ در حالى كه در خلفاى پيشين هر دو جمع بود ، خليفه خود را موظف مىدانست كه با يك دست زمام امور دينى مردم را بگيرد ، و با دست ديگر زمام امور زندگى مادى مردم را . ولى از زمان معاويه مردم متوجه اين نكته شدند كه او كمترين رابطه‌اى با امور دينى و معنوى مردم ندارد ، تنها توجه او به دنبال كردن سياست خود در جنبه‌هاى مادى است ، و به اين ترتيب متوجه شدند كه امور دينى و معنوى مرجع و پيشواى ديگرى دارد كه بايد آن را از آنها فرا گرفت . و چون هيچ كس را از نظر علم و زهد و شجاعت و حسب و نسب از على و فرزندان او لايق‌تر و جامع‌تر نيافتند به آنها پيوستند ؛ اين موضوع به ضميمه اخبار و احاديثى كه از شخص پيغمبر صلى الله عليه و آله دربارهء آنها نقل شده بود ، سبب شد كه نهال تشيّع روز به روز بارورتر گردد ، و همچون روح تازه‌اى در جسد رنجور و ناتوان امّت اسلامى جريان پيدا كند . به‌دنبال اين وضع ، جريان شهادت امام حسين عليه السلام و حوادث دردناك و اسف‌انگيز « كربلا » پيش آمد ، حوادثى كه تاريخ هرگز آن را فراموش نخواهد كرد و آثار حزن‌انگيز آن در دلها تا هميشه باقى خواهد ماند . حسين فرزند پيغمبر و گل بوستان او بود ، و باقيماندگان از صحابه پيامبر مانند « زيد بن ارقم » و « جابر بن عبداللَّه انصارى » و « سهل بن سعد ساعدى » و « انس بن مالك » همان كسانى كه نهايت محبّت آن حضرت نسبت به حسين و برادرش مشاهده نموده و ديده بودند چگونه پيامبر آنها را بر دوش خود حمل مىكند
هامش
( 1 ) . ربيع‌الأبرار ، ج 1 ، ص 90