بساط عيش و نوش رنگينتر باشد ، بازار جعليات و خيالبافى و افسانه سرايى رونق بيشترى به خود مىگيرد ، تا نازپروردگان و كسانى كه غرق در عيش و نعمتند سرگرمى فراوانترى داشته باشند ! « 1 »
ما تصور مىكنيم كه آن نغمات خيالى كه دكتر طه حسين و امثال او دربارهء قرآن و اسلام سر دادهاند ، و وضعى كه در اين عصر به خود گرفتهاند و مىخواهند تنها با سر و صدا به گفتههاى خود لباس حقيقت بپوشانند ، مناسب همان اعصار خيالى است نه مناسب عصر ما كه عصر تحقيق حقايق و كشف واقعيات با حفظ اصول امانت و عدالت است . « 2 »
هامش
( 1 ) . تحقيقات جالب و شگفت انگيزى كه اخيراً از طرف جمعى از دانشمندان ما دربارهء « عبداللَّه بن سبا » ، يعنى همان كسى كه در تمام كتبى كه بر ضد شيعه نوشته شده به عنوان پايه گذار اصلى تشيّع معرفى گرديده است ، به عمل آمده ، آنچه را كاشف الغطا در اينجا به عنوان احتمال ذكر نموده و با هوش سرشارى كه داشت به صورت « هيچ بعيد نيست » فرموده كاملًا به حقيقت پيوسته است .
مخصوصاً در كتابى كه يكى از دانشمندان مشهور عراق آقاى سيّد مرتضى عسكرى اخيراً به نام « عبداللَّه بن سبا » نگاشته و خوشبختانه به زبانهاى اردو و فارسى هم ترجمه گرديده است ، حق مطلب به طرز شايستهاى ادا شده و پرده از قيافه ابهامآميز اين مرد افسانهاى كه در طول سيزده قرن قهرمان اصلى داستانهاى مجعولى بر ضد شيعه بوده است برداشته .
آقاى « عسكرى » در اين كتاب طبق يك روش صحيح كه شيوهء هر محققى است براى كشف چهره واقعى اين مرد افسانهاى نخست از مدارك مشهور و معروفى مانند « كامل ابن اثير » و « تاريخ طبرى » و « ابن كثير » و « ابن عساكر » و « ذهبى » شروع به بررسى كرده و كوشش خود را براى پيدا كردن سرنخ اين داستان به كار انداخته است ، او پس از تتبع و بررسى كامل به اينجا رسيده كه بيش از هزار سال است كه تمام اين مورخان داستان « عبداللَّه بن سبا » و فعاليتهاى او را از شخصى به نام « سيف بن عمر » نقل كردهاند ، منتها بعضى مانند « طبرى » بدون واسطه از او نقل كرده و عدّه ديگرى از نويسندگان ديروز و امروز به وسيلهء « طبرى » يا بعضى از مورخان ديگر كه در بالا ذكر شد ، اين داستان را نقل نمودهاند
( 2 ) او سپس كوشش خود را روى شناسايى « سيف بن عمر » كه تمام اين گفتگوها دربارهء « عبداللَّه بن سبا » به او منتهى مىگردد متمركز ساخته ، و در نتيجه « سيف بن عمر » را با مدارك روشنى به ما چنين معرفى نموده است :
« او كسى بود كه پس از سال 170 هجرى وفات نمود و دو كتاب از خود به يادگار گذاشت ، نخست كتاب « الفتوح والرده » و ديگر كتاب « الجمل و مسير عايشه وعلى » .
مطالعه شرح حال « سيف » در كتابهاى رجال و آنچه دانشمندان از قرن سوم هجرى تا قرن دهم دربارهء او نوشتهاند نشان مىدهد كه او مردى « جاعل » و « افسانه پرداز » و « حديث ساز » ، كه گاهى به عنوان سيف بن عمر زنديق نيز معرفى شده ، بوده است .
مطالعهء دو كتاب او نيز اين صفات را در او كاملًا تأييد مىكند ، زيرا بسيارى از مطالبى كه او نقل كرده با هيچ يك از مدارك تاريخى تطبيق نمىكند و كاملًا جنبهء افسانهاى دارد .
مجموع مدارك جمع آورى شده در اين موضوع ، نشان مىدهد كه « سيف بن عمر » يك عدّه « قهرمانان افسانهاى » خلق كرده و آنها را در لابهلاى تاريخ اسلام گنجانيده است و هيچ بعيد نيست كه در اين باره مأموريتى هم داشته است . يكى از اين مردان افسانهاى همان « عبداللَّه بن سبا » است !
به اين ترتيب با كمال تأسف ( بازهم با كمال تأسف ) معلوم مىشود كه اين شخص كه بيش از هزار سال است دستاويز براى تبليغات ضد شيعه شده ، و او را يكنفر « يهودى » و « پايه گذار تشيّع » معرفى كردهاند اصلًا وجود خارجى نداشته ، و مخلوق افكار مردى جاعل و خيالبافى به نام سيف بن عمر بوده است !
ما وجدانهاى بيدار دانشمندان اسلام را به داورى مىطلبيم و مىگوييم آيا سزاوار است مذهبى كه ريشهء آن از اصيلترين منابع وحى ، از اهل بيت پيغمبر صلى الله عليه و آله سيراب شده اين چنين مورد اتهام قرار گيرد و بدون تحقيق و بررسى با افسانههاى مجعولى دربارهء آن قضاوت گردد ؟ آيا اين است عدالتى كه قرآن ، ما را به سوى آن دعوت كرده : « وَلَا يَجْرِمَنَّكُمْ شَنئَانُ قَوْمٍ عَلَى أَلَّا تَعْدِلُوا . . . » ( سورهء مائده ، آيهء 8 ) . و آيا اين است معناى دستورى كه دربارهء قبول اخبار به ما مىدهد : « « يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنْ جَاءَكُمْ فَاسِقٌ بِنَبَإٍ فَتَبَيَّنُوا أَنْ تُصِيبُوا قَوْماً بِجَهَالَةٍ فَتُصْبِحُوا عَلَى مَا فَعَلْتُمْ نَادِمِينَ » ؛ اى كسانى كه ايمان آوردهايد ! اگر شخص فاسقى خبرى براى شما بياورد و دربارهء آن تحقيق كنيد ، مبادا به گروهى از روى ناآگاهى آسيب برسانيد و از كردهء خود پشيمان شويد » . ( سورهء حجرات ، آيهء 6 ) توضيح بيشتر دربارهء عبداللَّه بن سبأ را در كتاب فوق مطالعه فرماييد