تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى ) — صفحة 137

مساهمون:

ص١٣٧

كلمه في الخمول

گمنامى و خمول شعبه‌ايست از زهد و از صفات حسنه مقرّبين مؤمنين و از علائم اهل بهشت است و خدا دوست ميدارد صاحب آن را بلكه در روايات است كه حقتعالى در مقام منّت بر بعضى از بندگان خود ميفرمايد كه آيا انعام نكردم به تو آيات را و از مردم پوشيده نداشتم آيا نام ترا از ميان مردم گم نكردم بلى چه نعمت از اين بالاتر كه كسى خداى خود را بشناسد و بقليلى از دنيا قناعت كند و كسى او را نشناسد چون شب در آيد بعد از عبادت خود با من و استراحت بخوابد و چون روز شود بخاطر جمع بشغل خود رو آورد و از اين جهت بوده جمله اكابر دين و سلف صالحين گنج تنهائى را گزيده و در زاويه خمول خزيده و در آمد و شد خلق را به روى خود بسته و از بزرگى و جاه خود را وارسته نموده بودند شيخ سعدى گفته ( لطيفه ) صاحبدلى را گفتند بدين خوبى كه آفتابست نشنيده‌ايم كه كسى او را دوست گرفته باشد گفت از براى آنكه هر روزش ميتوان ديد مگر در زمستان كه محجوبست و محبوب
بديدار مردم شدن عيب نيست * و ليكن نه چندان كه گويند بس اگر خويشتن را ملامت كنى * ملامت نبايد شنيدن ز كس

كلمة في ذمّ الرّياء

ريا از اخلاق ذميمه و از مهلكات عظيمه است و در كتاب و سنّت آيات و اخبار بسيار وارد شده بر مذمّت . و وعيد بر آن و در حديث نبوى ( ص ) است كه