تخطي إلى المحتوى الرئيسي

معدن الجواهر ( نزهة النواظر در ترجمه معدن الجواهر ) ( فارسى ) — صفحة 120

مساهمون:

ص١٢٠
از حضرت سجّاد عليه السّلام مرويست كه خوبيها را ديدم كه جمع بود در قطع طمع از مردم

كلمه في ذمّ البخل

اى جان عزيز از بخل كردن بپرهيز كه شخص بخيل در نظرها خوار و ذليل و بىاعتبار است دلبست در مذمّت آن كه هيچ بخيلى را در عالم دوست نميباشد و مردم حتى اولاد او با او دشمنند و اهل و عيالش پيوسته چشم بمرگ او نهاده‌اند كه در عزايش جامه‌هاى كهن بدرند و لباسهاى نو از خز و ديباى چينى ببرند چه بزرگان گفته‌اند سيم بخيل از خاك وقتى درآيد كه وى در خاك رود ( نظم )
بخيل توانگر بدينار و سيم * طلسميست بالاى گنجى مقيم
و بخيل را بعد از مرگ كسى ياد نكند چه معلومست هر كرا در زندگى نانش بخورند در مردگى نامش نبرند

كلمة في السخاء

ضدّ بخل سخاوتست كه آن از معالى اخلاق و صاحب آن پسنديده اهل آفاقست از كلام حضرت امير المؤمنين ( ع ) است من جاد ساد يعنى هر كه جود ورزيد بزرگ گرديد
فريدون فرّخ فرشته نبود * ز مشك و ز عنبر سرشته نبود بداد و دهش يافت آن نيكوئى * تو داد و دهش كن فريدون توئى
و فضيلت اين صفت ظاهر و روشن و صاحب آن در نزد خالق و مخلوق محبوب و مستحسن است سخى محبوب اهل زمين و آسمانست و نام حاتم هنوز بنيكى جارى بر زبانست
نماند حاتم طائى وليك تا بابد * بماند نام بلندش بنيكوئى مشهور