كلمة في ذمّ الحرص
اى عزيز از حرص كنارهگير كه آن بيابانيست كران ناپيدا كه از هر طرف كه روى به جائى نرسى و دريائيست بىانتها كه هر چند در آن فرو روى عمق آن را نيابى بيچاره كسى كه به آن گرفتار شد گمراه و هلاك شد و خلاصى از براى او دشوار گرديد حضرت باقر العلوم ( ع ) فرمود حريص بر دنيا كرم ابريشم را ماند كه هر چه بيشتر بدور خود مىپيچد راه خلاصى او دور تر مىشود و قناعت صفتى است كه همه فضائل به آن منوط بلكه راحت دنيا و آخرت به آن مربوط است ده آدمى از نظرى بخورند و دو سگ بر لاشهاى سر بزند حريص با جهانى گرسنه است و قانع بنانى سير حكماء گفتهاند درويشى بقناعت به از توانگرى ببضاعت
بپادشاهى دنيا فرو نيارد سر * اگر ز سرّ قناعت خبر شود درويش
كلمه في ذمّ الطمع
طمع نيز با حرص توام و ضدّ آن بىنيازى از مردم است ( بيت )
ديده اهل طمع بنعمت دنيا * پر نشود ، همچنان كه چاه بشبنم
و بست در اين مقام خبر مشهور بين انام ( عز من قنع - ذلّ من طمع )
قناعت كن اى نفس بر اندكى * كه سلطان و درويش بينى يكى
چرا پيش خسرو به خواهش روى * چو يكسو نهادى طمع خسروى
و گر خودپرستى شكم طبله كن * در خانه اين و آن قبله كن