كلمة في ذمّ حبّ الدنيا
اى عزيز از محبّت دنياى دنيّه بپرهيز كه محبّت دنيا راس هر خطيه و گناهست و طالب دنيا عملش فاسد و تباه است و دنيا عبارتست از آنچه پيش از مردن از براى بنده در آن حظّى و بهره و غرضى باشد امّا آنچه كه غرض از تحصيل آن اجر و ثمره اخرويست دنياى مذموم نيست و از دنيا حساب نميشود و تحصيل آنقدرى كه در بقاء حيات و معاش خود و عيال و حفظ آبرو و جمال ضرور است بلكه آن از اعمال صالحه است و بدان كه دنيا مثلش مثل آب دريا است كه هر چه تشنه از آن بنوشد تشنگى او زياد مىشود تا او را بكشد و نيز مثل مار ميماند كه ظاهرش منقّش و نرم و باطنش پر از زهر قاتل و سمّ است و مفاسد آن بينهايت است و از اين جهت است كه عظماى بنى نوع انسان دنيا را طلاق داده و زهد ورزيدند
كلمة في الفقر
اى فقير از فقر خود دلتنگ مباش چه زينت آن از براى مؤمن بيشتر است از لجام بر سر اسب و تمام مردم مشتاق هستند ببهشت و بهشت مشتاق فقير است و بس است از براى تسلّى دل فقير حديث نبوى سيّد بشير و نذير ( الفقر فخرى ) و گفتن آن حضرت كه مرا با فقراء محشور كن
دولت فقر خدايا به من ارزانى دار * كاين كرامت سبب حشمت و تمكين منست
پس قدر اين صفت را بدان كه از آفات مال و غنا بر كنار و فارغ البال از