پس اى جان من
خور و پوش و بخشاى راحت رسان * نگه مى چه دارى ز بهر كسان
زر و نعمت اكنون بده كان تست * كه بعد از تو بيرون ز فرمان تست
تو با خود ببر توشه خويشتن * كه شفقت نيايد ز فرزند و زن
غم خويش در زندگى خور كه خويش * بمرده نپردازد از حرص خويش
بغمخوارگى چون سر انگشت تو * نخارد كسى در جهان پشت تو
تكلمة لطيفه
اى عزيز مال از بهر آسايش عمر است نه عمر از بهر گرد كردن مال چنانچه عاقلى را پرسيدند كه نيكبخت كيست و بدبخت چيست گفت نيكبخت آنكه خورد و كشت و بدبخت آنكه مرد و هشت حضرت موسى ( ع ) قارون را نصيحت كرد كه « احسن كما احسن اللَّه اليك » نشنيد و عاقبتش شنيدى كه از اندوخته به دو چه رسيدى نظم
آن كس كه بدينار و درم خير نيندوخت * سر عاقبت اندر سر دينار و درم كرد
خواهى متمتّع شوى از دينى و عقبى * با خلق كرم كن چو خدا با تو كرم كرد
دانايان گفتهاند دو كس مردند و حسرت بردند يكى آنكه داشت و بخورد و ديگر آنكه دانست و نكرد چون فضيلت سخاوت را دانستى پس بدان كه آن شامل دو نوع است از عطاها و انفاقات اوّل انفاقات واجبه مانند