تخطي إلى المحتوى الرئيسي

مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 139

مساهمون:

ص١٣٩
گاهى از شب كم مىكند و به روزها مىافزايد و گاهى از روز مىكاهد و به مقدار شب اضافه مىنمايد لازم بود كه به همان جمله نخستين « يولج كلّ واحد منهما فى صاحبه » اكتفا ورزد ، ديگر لازم نبود به دنبال آن بفرمايد : « و يولج صاحبه فيه » . ناچار امام از جملهء دوم كه آن را به صورت جمله حاليه بيان كرده است ، مقصد ديگرى دارد و آن اين كه : وارد ساختن هر كدام از شب و روز در ديگرى در حالى است كه آن ديگرى نيز وارد بر همين مىگردد . مثلا اگر در نيم كرهء ما شب وارد روز مىگردد در همان حال در نيم كره ديگر جريان عكس بوده روز بر شب وارد مىشود و همچنين است عكس آن ، و اين فرض جز در صورت كروى بودن زمين تحقق پيدا نمىكند ، و اگر نظر امام اشاره به اين حقيقت نبود داعى نداشت دو مرتبه جمله را آن هم به صورت جملهء حاليه تكرار كند . * * * ما براى بيان جهات مختلف اعجاز قرآن به همين اندازه اكتفا مىكنيم . اين مقدار اثبات مىكند كه قرآن وحى الهى بوده ، و از حدود توانايى بشر بيرون مىباشد . براى اثبات وحى الهى كافى است كه دربارهء تربيت يافتگان اين مكتب كمى فكر كنيم و قرآن يگانه مكتبى است كه شخصيتى مانند امير مؤمنان على عليه السّلام را تربيت كرده و به اجتماع تحويل داده است . على عليه السّلام آن شخصيت بزرگوارى است كه دانشمندان بزرگ به
مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 139 | الشيخ جعفر السبحاني / السيد الخوئي