فهم سخنان او افتخار نموده و محققان عاليقدر از درياى دانش او سيراب مىشوند .
خطبههاى على عليه السّلام را در « نهج البلاغه » در نظر بگيريد او هر موقع پيرامون موضوعى سخن مىگويد ، آن چنان حق مطلب را ادا مىكند كه جايى براى سخن ديگران باقى نمىگذارد و شخصى كه از زندگانى او اطلاع نداشته باشد ، فكر مىكند كه همهء عمر خود را دربارهء همان موضوع صرف كرده است .
جاى گفتگو نيست كه او همهء اين معارف و دانشها را به تعليم غيبى آموخته و از انوار آن اقتباس كرده است زيرا هر كس كه مختصر اطلاعى از تاريخچهء جزيرة العرب مخصوصا منطقه « حجاز » داشته باشد مىداند كه اين معارف و علوم ، از غير منبع وحى گرفته نشده است ، و چه خوب دربارهء سخنان على عليه السّلام گفتهاند : سخنان او پايينتر از كلام خالق و بالاتر از كلام مخلوق است .
ما مىتوانيم اين حقيقت را به شيوهء ديگرى نيز بيان كنيم و آن اين كه تصديق شخصيتى مانند على عليه السّلام ( كه در معارف و علوم سرآمد جهانيان بود ) و خضوع او در برابر اعجاز قرآن ، خود گواه بر اين است كه قرآن وحى الهى مىباشد .
زيرا هرگز نمىتوان تصديق شخصيتى مانند او را معلول عدم اطلاع از اصول اعجاز دانست ، زيرا او يكى از پيشگامان معارف و علوم ، و خداوند فصاحت و بلاغت بوده و تمام علوم اسلامى به او
مرزهاى اعجاز ( فارسى ) — صفحة 140
مساهمون: الشيخ جعفر السبحاني
ص١٤٠