با قرآن و سنت پيامبر و بنيادهاى اسلام و آموزشهاى آن سازش نداشته ، ديگر پيروى كردن از او روا نيست . پايان .
ما اكنون به نكوهش و سرزنش اين نويسنده نمىپردازيم چرا كه اولا گفتيم وى از همهء آن چه براى حكم قطعى دادن در اين گونه مباحث لازم است به دور بوده و كار را بر بنياد خوش گمانى به همان دروغ بافان نهاده و گمان برده است كه ايشان به بنيادهاى اسلام نزديكاند و حقيقت آن چه را در پيرامون آن داورى مىكنند مىشناسند كه اگر كار به گونه اى بود كه او پنداشته ، البته حق با ايشان بود هر چند ما مىتوانيم او را بازخواست كنيم كه اكتفا كردن به حسن ظن - و آن هم هنگامى كه مسألهء داورى قاطع عليه يكى از بزرگان ملت در ميان است - درست نيست و او مىبايد در بررسى آن پندارها منتهاى كوشش را به كار ببرد ويژهء آن كه در يكى از پايتختهاى مسلمانان - بغداد - است و پايگاه دين و دانش - نجف اشرف - بيخ گوش او است كه در آن جا دانشمندان و نگارندگان و پژوهشگران هستند و او به آسانى مىتواند از اين و آن ، آگاهىهائى به دست آرد . و با اين همه ، ما او را سرزنش نمىكنيم كه چرا در داورى ، روش پسنديده را رها كرده ، و كار او و مانندههاى آن را يكى از بازدههاى تباه هيئت داوران مىشماريم و بازخواست همه را متوجه آنان مىدانيم كه گويا مىپندارند كار نيكوئى كردهاند و شادمانند كه حكمى نادرست پراكنده و به يكى از بزرگان ملت تهمتى زدهاند كه افراد عادى مسلمان نيز از آن بدورند آرى اين كارها در چشم ايشان ، پاسدارى از حريم پاك اسلام است و نبرد با ويرانگرىهاى كمونيسم ! و پاسخ به خطرى كه از سوى آن مكتب ، دين را تهديد مىكند . و گويا شاخ ديو را شكستهاند كه در اثبات عقيدهء خود ، بافتههاى مردمى را گواه آوردهاند كه از راه راست و درست ، بسى به دور است .
گواهان هيئت داوران
:
اين هيئت در به كرسى نشاندن سخن خود ، از گفتههاى آلوسى و ابن كثير و ابن حجر گواه مىآرند كه گوئى در گفتار كسانى به جز همين دشمنان خاندان پيامبر و پيروان ايشان چيزى دربارهء ابوذر نيافتهاند و ما نمىدانيم چه عاملى موجب شده آن همه سخنانى را كه ما دربارهء او آورديم فراموش كنند يا در مورد آنها