تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 200

مساهمون:

ص٢٠٠
تازه اسلام آورده بود يا برداشت كسى كه پس از او و پس از روزگارى چند از زندگى جهان بيامده و رشد و پرورش و جوانى و پيرىاش را در پايتخت فرعونها ديد آن هم در روزى كه پرده هايى تيره و تاريك يكى بر روى ديگرى چهرهء حقيقتها را فرو پوشاند . چنين كسى است كه بنيادهاى اسلام را مىشناسد و عليه كسى همچون ابوذر به آن گونه كه ديديم داورى مىكند ؟ گويا حقايق اسلام پيش چشم او بوده است نه آن سرور غفاريان ! يا آويخته به نرمهء گوش او بوده كه آواى آن را مىشنيده نه آن بزرگ يار پيامبر ! چنان گير كه ما با هيئت داوران در مورد همهء آنچه گفته سازش كرديم ولى آيا مىتوانيم چشم بپوشيم از آنچه حافظان و پيشوايان حديث از راههاى درست از زبان پيامبر اسلام ( ص ) گزارش كرده‌اند در : ستايشهاى بسيار از آن مرد و در : بزرگداشت او و تثبيت شيوه و راهنمايىهاى او ، بدون آن كه چيزى از كارهايش را در آغاز يا انجام زندگى وى مستثنى بشمارد با آن كه او ( ص ) با دانش پيامبرانه اش از آنچه ابوذر پس از وى بدان برخاست آگاهى داشت پس چرا به جاى بازداشتن او از كارى كه در آينده بدان برمىخيزد به او دستور داد كه در برابر آنچه به خاطر دعوت و قيام وى گرفتارش مىشود ، شكيبايى پيشه كند و دردسرهايى را كه به آن دچار مىگردد براى خدا و در راه او بشمارد ؟ و چرا تنها گزارش آوارگى و تبعيدى را به او داد كه دربارهء وى روا خواهند داشت ؟ بىاينكه او را از دست زدن به آنچه اين گرفتاريها را پيش آورد بازدارد . ؟ باز از هيئت داوران مىپرسيم كسانى از ياران پيامبر كه شيوهء ابوذر را ناپسند شمرده و از آن به شگفت آمده‌اند آيا در ميان صحابه پايگاهى بسيار و الا داشتند يا در جايگاهى پست بودند ؟ خيلى طبيعى است كه به ما پاسخ دهد ايشان عبارت بودند : از حكم پسر ابو العاص و پسرانش حارث بن حكم و مروان بن حكم نيز وليد پسر عقبه و معاويه پسر ابوسفيان و سعيد پسر عاص و عبد اللَّه پسر خالد و عبد اللَّه پسر سعد پسر ابو سرح يا بگو يك مشت دونان اموى كه از بنيادهاى اسلام و از آنچه حقيقت آشكار بود بدور بودند و نيز كسانى كه - در سرنگون شدن در چاه ويل آزمندىهاى دنيا - به راه ايشان رفتند و گنجينه ساختن دارائيها از راههاى ناروا را روا شمردند ،