تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 201

مساهمون:

ص٢٠١
دروازهء آشتى را بستند و هزاران گونه واى را به سوى خليفهء آن روز كشاندند و ناتوانان توده را از حقوق ايشان بىبهره گردانيده خونهاى بيگناهان را ريختند و ليسيدند و جنگهايى خون چكان بر پا كرده و آشوبهايى را برپاى داشتند كه همچنان به گونهء كينه اى آتشين بر جا ماند كه گروهها يكى پس از ديگرى آن را دريافت كردند تا به روزگار كنونى ما رسيد و آنگاه هيئت داوران را بر آن داشت كه بىهيچ پروايى از درست و نادرست سخن ، چنان فتوايى بدهد ولى ابوذر - در آن برداشت درستش كه همساز با بنيادهاى دين بود - كسانى را همداستان داشت همچون : پيشواى ما پدر دو فرزند زادهء پيامبر ، و دو پيشواى شيرزادهء او ، و همهء نيكان توده ، و كسانى كه گرفتاريهاى ابوذر اندوهگينشان ساخت و آن را دست افزارى براى نكوهش خليفهء آن روز گرفتند .

من آنم كه رستم بود پهلوان !

بيدادگرى اين هيئت داوران در صدور حكم ، و زورى كه در اين راه زده‌اند ، جبران ملكون ، روزنامه نويس مسيحى ، صاحب جريدهء عراقى اخبار را بر آن داشته كه در همان نشريه ( در شماره مسلسل 2503 ، سال دهم ، جمادى الاولى 1368 هجرى قمرى ) آغاز كند به رقصيدن با همان آهنگى كه آنان ساز كرده بودند ! چرا كه بيچاره نه بنيادهاى اسلام را مىشناسد - كه اگر مىشناخت از آن پيروى مىكرد - و نه پايگاه بزرگمردان مسلمان را - كه اگر ميشناخت به پشتيبانى و تبرئهء ايشان مىپرداخت - ولى آن چه را ايشان در هم بافته‌اند حقيقتى ثابت پنداشته و آن را در بوته اى از گفتار ريخته كه - براى رساندن آن چه ايشان خواسته‌اند - رساتر و گوياتر است جز اين كه از آنان هم پيشتر رفته و نيشها و سخنان دردآورى نيز نثار ابوذر كرده است و مىگويد : ولى ابوذر غفارى بر آن رفته كه هر كسى بايد هر چه را بيش از نياز خود و خانواده اش دارد در راه خدا ببخشد ولى هيچ يك از ياران پيامبر را نمىشناسيم كه با او در اين عقيده شريك باشد بلكه بسيارى از خردمندان و فرزانگان مسلمان ، با وى در مورد اين اصل به معارضه برخاسته‌اند پس بى چون و چرا ابوذر در اين برداشت خود به خطا رفته و پس از اين كه روشن شد وى بر خطا بوده و برداشت او