همهء اين زمينهها دانسته مىشود كه آنچه را هيئت داوران كور كورانه به ابوذر بسته كه او گفته : هر چه را بيش از نياز انسان و هزينهء او و هزينهء نان خورانش هست بايد ببخشد ، اين نسبتى دروغ است و برداشتى نادرست ، و اىكاش مدرك ادعايش را در مورد شيوهء ابوذر كه او را ناساز با همهء ياران پيامبر و پيروان ايشان شمرده ياد مىكرد چون ما بخشى از آنچه را در اين باره از او رسيده برايت آورديم و ديدى كه در هيچيك از آنها هيچگونه نشانه اى بر درستى نسبتى كه آفريده و به وى بستهاند وجود ندارد و اى كاش دانشمندانى را كه مىگويد پنبهء شيوهء ابوذر را زدهاند نام ميبرد و آنچه را براى استوار ساختن دليل خويش آوردهاند روشن ميساخت شايد هم كه گوشهء چشم به محمد خضرى مورخ و احمد امين و صادق ابراهيم عرجون و عمر ابو نصر و محمد احمد جاد المولى بك و عبد الحميد بك عبادى و مانند آنان از نوخاستگان شتابزده اى دارد كه شهرها و بندگان بوسيلهء آنان آزمايش شدهاند و گرنه ما اندكى پيش از اين ، هم گفتار ياران بزرگوار پيامبر را دربارهء ابوذر آورديم و هم سازش ايشان را با او در دست بودن برداشت وى ، و هم اندوهگين شدن ايشان بخاطر گرفتاريهايى كه در پى دعوت خويش دچار آن شد و هم همداستانى نيكان ايشان را بر اينكه آنچه را او آورده ، برداشت دينى سره و درستى بوده كه تنها با بهره بردارى از نامهء خدا و آئين نامهء پيامبر بدان رسيده است .
شگفتا كه بىهيچ آشنايى با شيوهء ابوذر آن را شگفت مىشمارند و شگفتتر اينكه از جانب او عذر مىآرند كه از بنيادهاى اسلام و از آنچه حقيقت آشكار و روشن است دور بوده با آنكه مىگويند ابوذر مجتهد بوده اين چه اجتهادى است از يك مرد درياصفت - كه بنيادهاى آن را از آئين گذار آن گرفته - كه دارندهء آن اجتهاد را از بنيادهاى اسلام و از آنچه حقيقت آشكار و روشن است دور مىكند ! آرى چه بسيار و چه بسيار مجتهدانى در نزد اين دار و دسته هستند كه برداشتهاشان از بنيادهاى اسلام دور است همچون ابن ملجم كشندهء امام امير مؤمنان و ابو الغاديه كشندهء عمار ، و پسر هند و پور نابغه دو راهبر گروه ستمكار تبهكار گنهكار و مانند ايشان ( 1 ) ولى چه بسيار جدايى است در ميان اينان و ميان سرور غفاريان - ابوذر -
هامش
( 1 ) از كسانى كه در جلد 7 صفحهء 105 و 106 از چاپ دوم نام ايشان را برديم .