تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 197

مساهمون:

ص١٩٧
عثمان او را به مدينه خواست و تك و تنها در ربذه ساكن گردانيد و همانجا بود تا در روزگار خلافت عثمان درگذشت . و در فتح البارى به خامهء حافظ ابن حجر سخنى ميخوانيم و اينهم فشردهء آن : راستى كه دفع تباهى و جلوگيرى از زيان ، مقدم است بر جلب سود و مصلحت ، و از همين روى بود كه عثمان ابوذر را بفرمود تا در ربذه ساكن شود چون با آنكه ماندن او در مدينه مصلحت و سودى بزرگ براى دانشجويان در برداشت ولى مفسده و زيانى هم داشت كه از نشر شيوهء وى بر مىخاست . از آنچه ياد كرديم روشن مىشود كه آنچه در اين كتاب « كمونيسم در اسلام » آمده سازشى با بنيادها و پايه‌هاى اسلام ندارد ، همچنانكه روشن مىشود كه در اسلام كمونيسم به آن معنايى كه مردم مىفهمند و نگارندهء اين كتاب آشكار ساخته و آن را كمونيسم اسلامى ناميده وجود ندارد از همين روى ما بر آن رفته‌ايم كه كتابى به اين گونه ، در ميان مردم منتشر نشود تا تبهكاران در زمين كه تشكيلات شايسته را ويران مىكنند ، آن را وسيله اى براى اخلال در تشكيلات و تباه كردن خردهاى كسانى نگيرند كه ايمانشان سست است و از بنيادهاى اسلام آگاه نيستند . امينى گويد : هر كدام از وزارت داخله يا سرپرستى از هر اگر بررسى اين امر خطير را به هيئتى وا مىگذاشتند كه از احوال ابوذر آگاه بود و گفتار او را ميشناخت و به كتابهاى حديث و تفسير و سرگذشت نامه‌ها آشنايى شايسته داشت و درست و نادرست مطالب آنها را ميشناخت و از غرض ورزيها تهى و از عربده‌هاى قومى بدور بود ، در آن هنگام داورى ، نتيجه اى حق و آشكارا داشت و ميدانست كه آنچه ابوذر مردم را به آن ميخواند ، بيرون از آنچه خود هيئت در آغاز گفتارش درست دانسته نبود و در ارزش نهادن مالكيت براى هر انسان - و هزينه‌هاى بايسته بر او از دارائيش و بخششهايى كه به دلخواه خود مىكند - با آن همداستان است كه پيش از اين ما ترا از همهء اينها آگاه كرديم و دانستيم كه شورش او تنها رو در روى كسانى شناخته شده بود كه گنجينه‌هاى سيم و زر فراهم مياوردند و در راه خدا از آن بخشش نميكردند و توده را از سودهايى كه بايد به ايشان رسد بىبهره مىگرداندند چه برسد به سودهايى كه رساندن آن به ايشان نيكوست و به اين كار تشويق شده‌اند و با نگاه به