تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 195

مساهمون:

ص١٩٥
آنچه را ميخواهد به مالكيت خود در آرد . تودهء ياران پيامبر و جز ايشان از آئين شناسان مجتهد ، بر آن رفته‌اند كه در دارائى توانگران هيچ حقى براى ديگران نيست مگر همان چه را خداوند واجب كرده است از زكات و ماليات و هزينه هايى كه به همسر يا خويشاوندان خود بايد داد و آنچه به خاطر پيشامدهايى زودگذر و انگيزه هايى ويژه واجب مىشود همچون يارى دردمندان و خوراك دادن به گرسنگان بيچاره و نيز مانند كفاره‌ها و آنچه را براى دفاع از ميهن و نگهدارى نظام كشور بايسته است - اگر آنچه در خزانهء دارايى تودهء مسلمانان است براى اين كار بسنده نباشد - و نيز براى ساير مهمات شايستهء مردم ، كه در نامه‌هاى روشنگر قرآن و آئين نامه‌هاى پيامبر و نامه‌هاى فقه اسلامى اين مطلب به گستردگى ياد شده . اين بود بخششهاى واجب ، جز اينكه اسلام هر يك از مسلمانان را كه توانايى داشته باشد بدان ميخواند كه با ميل خود هر چه را از مالش بخواهد به كارهاى خوب و نيكوكارانه برساند بدون اينكه ريخت و پاش بيهوده در اين راه روا دارد چنان كه خداوند برتر ميگويد : « دست خود را غل بسته به گردن خويش مدار و يكباره نيز آن را مگشاى تا سرزنش شده و حسرتزده ننشينى . » و چنان كه باز دربارهء بندگانش كه ايشان را ميستايد گويد : « آنان كسانىاند كه چون انفاق كنند ريخت و پاش بيهوده ننمايند و تنگ نگيرند و تنگ چشمى ننمايند زيرا اعتدال در ميان اين دو است . » و چنانچه آئين نامهء پيامبر در حديثهاى بسيار همين را مىرساند ولى ابوذر غفارى - خدا از او خشنود باد - بر آن رفته كه هر كس بايد آنچه را از دارائيها كه نزد او فراهم آمده اگر بيش از نياز وى است در راه خدا - كه راه خوبى و نيكوكارى باشد - بدهد و اندوختن آنچه بيش از نياز او و بيش از هزينهء خود و نانخورانش است بر وى روا نيست . اين بود شيوهء ابوذر ، و هيچيك از ياران پيامبر را نمىشناسيم كه با وى همداستان باشند و بسيارى از دانشمندان مسلمانان نيز ، پرداخته‌اند به انتقاد از شيوهء او و به اينكه شيوهء تودهء ياران پيامبر و شاگردانشان را درست بشمارند بگونه اى كه پس از آن ، هيچ ترديدى نميماند كه ابوذر در برداشت خود راهى راست نپيموده و راستى آنكه اين شيوه اى شگفت است از يك يار بزرگوار پيامبر همچون ابوذر