تخطي إلى المحتوى الرئيسي

الغدير ( فارسي ) — صفحة 196

مساهمون:

ص١٩٦
و اين براى آن بوده كه وى از بنيادهاى اسلام و از آنچه حق روشن و آشكار است بدور بوده و از همين روى بود كه مردم در روزگار خودش آن را بر وى نپسنديدند و از آن به شگفت آمدند آلوسى در تفسير خود پس از روشن ساختن شيوهء او سخنى دارد كه در طى آن مىگويد : كسانى كه بر ابوذر بر سر اين ادعايش اعتراض داشتند زياد شدند ، مردم آيهء ارث را بر او ميخواندند و مىگفتند : « اگر بايستى همهء دارائيها را بخشيد كه ديگر موردى براى آيهء ارث نميماند » بر سر او فراهم مىآمدند و هر جا پاى مىنهاد در پيرامون او بلوا راه مىانداختند و اين برداشت را از وى مايهء شگفتى مىشمردند . پايان و از اينجا بر ميآيد كه اين برداشت ، نادرست بوده و دارندهء آن مجتهدى بوده كه در اجتهاد خود خطا كرده و لغزش وى آمرزيده است بلكه بخاطر كوشش خود براى آگاهى از دستور خدا پاداش هم مىگيرد ولى نمىتوان در آن راه نادرست از وى پيروى كرد و آن هم پس از آنكه نادرستىاش آشكار ، و نيز روشن گرديده كه با آنچه از نامهء خدا و آئين نامهء پيامبر او و بنيادهاى كيش اسلام بر ميآيد سازشى ندارد . و چون شيوهء او انگيزهء اخلال در سازمان كشور و موجب آشوب در ميان مردم بود معاويه فرماندار شام از عثمان ( ض ) خواست كه او را به مدينه برگرداند چرا كه آن هنگام ابوذر در شام بود . پس خليفه او را بخواست و ابوذر آغاز كرد به تثبيت شيوهء خود و به فتوا دادن بر بنياد آن و پراكندن آن در ميان مردم . پس عثمان از وى خواست كه در گوشه اى دور از مردم سكنى گزيند و او در ربذه كه جايى ميان مكه و مدينه بود ساكن شد . ابن كثير در تفسير خود مىنويسد : از شيوهء ابوذر ( ض ) بر ميآيد كه اندوختن آنچه بيش از هزينهء كارگزاران باشد روا نيست و بر بنياد همين موضوع فتوا ميداد و همه را به پيروى از آن تشويق مىكرد و دستور ميداد و هر كس ناسازگارى مىنمود با او درشتى ميكرد پس معاويه او را از اين كار بازداشت ولى او دست نكشيد . تا معاويه بترسيد كه از اين راه زيانى به مردم رسد پس نامه اى به عثمان نوشت و شكايت او را به وى كرد و خواست كه او را به سوى خويش بخواند پس
الغدير ( فارسي ) — صفحة 196 | اكبر ثبوت / الشيخ عبد الحسين الأميني (العلامة الأميني)