در 120 سالگى وفات يافت و با مرگ او روحى بزرگ كه جز در فرشتگان آفريده نمىشود و فكرى متين كه جز در حكيمى صورت نمىبندد و ايمانى راستين كه جز در اولياى خدا بهم نمىرسد ، از اين جهان رخت بربست .
( 1 )
3 - صعصعة بن صوحان :
وى يكى از سروران و بزرگان عرب و از پيشوايان فضيلت و حسب بوده است . در روزگار رسول اكرم صلى الله عليه و آله اسلام آورد ولى چون خردسال بود آن حضرت را ملاقات نكرد . در دوران خلافت عمر واقعهئى بر خليفه دشوار شد ، خطبهئى ايراد كرد و نظر مردم را در آنباره پرسيد . صعصعه كه جوانى نوخاسته بود از جاى برخاست و پرده از آن مشكل بر گرفت و راه راست را نشان داد و گفتهاش مورد عمل واقع شد .
و بالاخره در كوفه مردى صاحب عنوان بود و در كنار امير المؤمنين جنگهاى جمل و صفين را درك كرده بود .
( 2 ) در كتاب « الاصابة » « 1 » مىنويسد : مغيرة ( حاكم كوفه ) صعصعه را بدستور معاويه از كوفه به جزيرة يا به بحرين تبعيد كرد و بعضى گفتهاند : به جزيرهى ابن كافان . . و در همانجا وفات يافت .
« معاويه ، « صعصعة بن صوحان عبدى » و « عبد اللّه بن الكواء يشكرى » و جمعى از دوستان على و گروهى از بزرگان قريش را به زندان افكنده بود .
روزى در زندان بر ايشان وارد شد و گفت : شما را به خدا سوگند مىدهم كه پاسخ مرا جز براستى و درستى مدهيد ، مرا چگونه خليفهاى مىبينيد ؟ « ابن كواء » گفت : اگر ما را سوگند نداده بودى به تو پاسخ نمىگفتيم زيرا تو
هامش
( 1 ) ج 3 ص 23 .