عرب و موالى مقرر ساخت ، لذا تعداد اين گونه مردم فزونى گرفت و ميان آنان در منازل و املاك همچشمىها و رقابتها پديد آمد و جهان بر ايشان فراخ گشت .
( 1 ) « و باز به كارگزارانش نوشت : حديث دربارهى عثمان بسيار شده ، چون نامهى من به شما رسد ، مردم را به نقل حديث دربارهى ابو بكر و عمر فرا خوانيد . هر قاضى و هر اميرى اين نامه را بر مردم فرو خواند و مردم به نقل احاديث در حالات و در فضائل ايشان روى آوردند . آنگاه كتابى فراهم آورد و هر آنچه را كه در مدح و منقبت خلفاء فراهم آمده بود ، در آن گرد آورد و آن كتاب را براى همهى كارگزاران ولايات فرستاد و دستور داد كه بر منبرها و در همهى آبادىها و شهرها و مسجدها آن را قرائت كنند و نوشت كه معلمان مدارس را امر كنند تا اين كتاب را به كودكان بياموزند و بچهها همچنانكه قرآن را فرا ميگيرند آن را فراگيرند و روايت كنند ، و حتى به دختران و كنيزان نيز آن را تعليم دادند . آنگاه به همهى كارگزارانش به يكزبان نوشت : هر كس كه شهادت دادند از دوستان على و خاندان على است ، نامش را از ديوان محو كنيد . سپس نامهى ديگرى نوشت كه : هر كس متهم به دوستى على شد ، هر چند شاهدى بر آن اقامه نشود ، او را بكشيد . از آن پس مردم را در همه جا به تهمت و گمان و شبهه كشتند تا آنجا كه گاه كسى بخطا كلمهاى مىگفت و كشته مىشد ! ! روز بروز بلا شدت مىيافت و عدد دشمنان افزون مىگشت ؛ احاديث دروغ بر ملا روايت مىشد و مردم به همين وضع بار مىآمدند و جز همين دروغها چيزى فرا نمىگرفتند .
( 2 ) « در اين ميان از همه بدتر قاريان رياكار و متظاهر بودند كه بتصنع ،
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 436
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٤٣٦