اظهار حزن و خشوع و عبادت ميكردند و بدروغ سخنها مىگفتند تا خود را نزد حكام ، مقرب سازند و از اين راه ، پول و تيول و خانه براى خود فراهم آورند . كم كم احاديث آنان بدست كسانى رسيد كه آن را درست مىپنداشتند و آنها اين احاديث را روايت كردند و تعليم دادند و تدريجا بدست ديندارانى افتاد كه دروغ را جايز نمىشمردند و چون گمان درستى و راستى در آن بردند ، آن را پذيرفتند و اگر ميدانستند كه باطل و دروغ است آن را روايت نمىكردند و بدان اعتقاد نمىيافتند . و چون حسن بن على عليه السلام وفات يافت ، فتنه و بلا رو بفزونى نهاد و بيش از پيش شدت گرفت . » .
( 1 ) مؤلف : ابو الحسن مدائنى نيز - بنا بر نقل ابن ابى الحديد ( ج 3 ص 15 - 16 ) - عينا همين متن را روايت كرده و در آخر چنين آورده :
« كار بر اين منوال بود تا حسن بن على عليه السلام وفات يافت و در اين هنگام بلا و فتنه فزونى گرفت و هيچكس از اين گروه نماند مگر آنكه يا بر جان خود بيمناك بود و يا آواره و سرگردان گرد جهان مىگشت » .
اين ، وضعيتى است كه پس از بررسى شرائط دو گروه متخاصم ، به نظر امكانپذير مىآيد و با توجه به يكنواختى و تناسب آن با ديگر پديدههاى تاريخى ، صحت آن تأييد مىشود . چشمپوشى و تغافل ديگر مورخان نيز موجب ضعف و سستى مطلب نمىشود ، زيرا آنان - كه البته معذورشان بايد داشت - صرفا در جهت منافع قدرتهاى حاكم - و يا لااقل در حدى كه براى اين قدرتها بىزيان باشد - نوشتههاى خود را فراهم مىآوردهاند .
قبلا ديديم كه طبرى و مسعودى نيز به همهى اين مطالب باختصار
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 437
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٤٣٧