تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 416

مساهمون:

ص٤١٦
دينار براى او مقرر ساخت ! ! - ( 1 ) « معاويه به عبد اللّه بن عباس و عبد اللّه بن زبير و عبد اللّه بن جعفر و حسين بن على ( ع ) نامه‌هائى نوشت و آنان را به بيعت يزيد فرا خواند ! « نامه‌اش به حسين بن على چنين بود : « اما بعد ، همانا از تو خبرهائى به من رسيده كه هرگز گمان آنها را در تو نمىبردم و تو را از آنها بر كنار ميدانستم . از همه كس به وفادارى شايسته‌تر آن كسى است كه در منزلت و شرف و مقام خدا داد ، در حد تو باشد ، در جدائى مكوش و از خدا بپرهيز ! ! و اين امت را در فتنه ميفكن ! ! . . . . و بفكر مصلحت خودت و دينت و امت محمد باش ، زنهار فرومگذارى آنان كه اهل يقين نيستند تو را برانگيزانند ! ! ( 2 ) - حسين در پاسخ به دو چنين نوشت - : « اما بعد ، نامه‌ى تو بدين مضمون كه : « خبرهائى از من دريافت كرده‌اى كه گمان آن را درباره‌ى من نميداشته‌ئى . . » رسيد ، هرگز جز به هدايت و كمك خدا به كار نيكو نتوان راه يافت . اما آنچه نوشته‌ئى كه از من خبرها به تو گفته‌اند ، بيگمان اين خبرها بوسيله‌ى سخن‌چينان و آتش افروزان به تو رسيده است ، دروغ گفته‌اند اين گمراهان خارج از دين ، من به جنگ و دشمنى با تو برنخاسته‌ام و از اينكه اين كار را ترك گفته و كمر به مخالفت تو و ياران ظالم و خلافكار تو كه طرفداران ظلم و اعوان شيطان رجيم‌اند نبسته‌ام ، از خداوند بيمناكم . . مگر تو نيستى قاتل حجر بن عدى و اصحاب او ؟ آن مردان عابد و خاشع كه بدعت را بزرگ مىشمردند و امر به معروف و نهى از منكر ميكردند . با آنكه پيمانهاى محكم و عهدهاى مؤكد با آنان بسته بودى ، از روى دشمنى و ستمگرى
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 416 | السيد الخامنئي / الشيخ راضي آل ياسين