يزيد بيعت نخواهند كرد » .
( 1 ) سپس افزود :
« يقينا ميدانى كه عراق را به زور شمشير نگشودهئى و با نيروى خود بر آن دست نيافتهئى ، ليكن به حسن بن على چندانكه خود ميدانى عهد و ميثاق خدائى سپردى كه پس از تو زمام كار بدست او باشد « 1 » حال اگر بدين پيمان وفا كنى شايستهى آنى و اگر به راه غدر و فريب روى ستم كردهاى . به خدا سوگند كه در پشت سر حسن اسبان نجيب و بازوان سطبر و شمشيرهائى برنده هست ، اگر يك وجب از روى مكر بسوى او روى ، دو چندان نشانهى پيروزى در او خواهى ديد . تو نيك ميدانى كه مردم عراق از آن زمان كه تو را دشمن داشتهاند يك لحظه به مهر تو نگرائيدهاند و از آن هنگام كه به على و حسن محبت ورزيدهاند يك لحظه دشمنى ايشان را به دل نگرفتهاند ، از آسمان تغيير حالتى بر آنان فرو نباريده است ، همان شمشيرهائى كه در صفين و در كنار على ، به روى تو كشيدند هم اكنون بر دوش ايشان است و همان دلهائى كه در آن بغض و عداوت تو را جاى دادند هم اكنون در سينهى ايشان مىتپد » « 2 » .
( 2 ) مؤلف : اين گفتار « احنف » صريحا بر اين دلالت مىكند كه
هامش
( 1 ) بسيارى از نويسندگان در شناخت اين بخش از زمان دچار اشتباه شدهاند . از جمله « حسن مراد » در كتاب « الدولة الامويه » ( ص 70 ) مىنويسد :
« از اينجا بدست مىآيد كه موضوع وليعهدى يزيد يك موضوع غير مترقب نبوده است » ! ! و خوانندهى عزيز از گفتار « احنف » و از مطالبى كه در بحثهاى گذشته بيان شد به خوبى درمىيابد كه اين موضوع ، بسيار غير مترقب بوده است .
( 2 ) ابن قتيبة - ج 1 ص 156 - 158 و مسعودى ( حاشيهى ابن اثير ) ج 6 ص 100 - 102 .