تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 381

مساهمون:

ص٣٨١
آن به كتاب خدا وجود ميداشت هرگز از اين دليل كه قاطع‌تر و قانع‌كننده‌تر بود دست نكشيده به عمل عمر استناد نمىجست . وى در آن روزى كه به بصره وارد شد گفت : « صواب آنست كه كشندگان عثمان دستگير و همه بقصاص خون او بقتل رسند و آنگاه به همان صورت كه عمر بن خطاب قرار داده ، كار تعيين زمامدار به شورى محول گردد . » « 1 » ( 1 ) و بالاخره ، بموجب قرائن قطعى فراوان ، متن عبارت مورد بحث جز بر همان منوال كه ما در ماده‌ى دوم قرارداد ذكر كرديم ، به هيچ صورت ديگرى نمىتواند باشد . اولا ، بدليل نامه‌هاى معاويه به امام حسن عليه السلام - كه قبلا بدانها اشاره شد . ثانيا ، بدليل آنكه اين صورت با توجه به اينكه پيشنهاد كننده‌ى مواد ، امام حسن است از هر صورت ديگرى مناسبتر و به واقع نزديكتر است . همچنانكه در ذيل روايت « ورقه‌ى سفيد » قبلا گفتيم . ثالثا ، بدليل آنكه اين روايت ، مشهورتر و راويانش بيشترند . و رابعا . بدليل آنكه ماده‌ى دوم به همين صورت تا زمانى كه امام حسن در قيد حيات بود كاملا مشهور و زبانزد بوده بطورى كه در بسيارى از خطب و احاديث بدان استشهاد مىشده است . مثلا سليمان بن صرد در پيشنهادات خود به امام حسن پس از واقعه‌ى صلح ، بدان اشاره مىكند و جارية بن قدامه در حضور معاويه از حق حكومت امام حسن پس از او همچون موضوعى مسلم و معروف ياد مىكند و احنف بن قيس در خطابه‌ئى كه براى
هامش
( 1 ) « دائرة المعارف » فريد وجدى ج 4 ص 535 .