رد بيعت يزيد در محفلى عظيم در حضور معاويه ايراد كرده از آن همچون موضوعى مسلم ياد نموده است .
( 1 ) وى در اين خطابه مىگويد : « يقينا ميدانى كه عراق را با شمشير فتح نكردهئى و با زور بر آن مسلط نگشتهئى ! بلكه چندان كه خود ميدانى با حسن عهد كردى و ميثاق خدائى بستى كه حكومت پس از تو از او باشد . حال اگر وفا كنى شايستهى اين كارى و اگر بخواهى غدر و حيله در پيش گيرى ستم كردهاى . به خدا سوگند كه در پشت سر حسن اسبهاى نيكو و ساعدهاى محكم و شمشيرهاى برنده آماده است ، اگر يك وجب به غدر و مكر پيش آيى بازوى نيرومندى را در يارى او پيش روى خود خواهى ديد ، تو نيكو ميدانى كه مردم عراق از روزى كه بغض تو را به دل گرفتند ، يك لحظه به تو محبت نورزيدهاند . . » « 1 » .
شواهد ديگرى نيز بر اين موضوع هست كه ياد كردن همهى آنها با اختصار مورد نظر ما سازگار نيست .
( 2 )
5 - ديگر مواد قرارداد
چنان كه مىبينيد بررسى ما در پيرامون فرازهاى برجستهى قرارداد ، تا كنون از دو مادهى : اول و دوم فراتر نرفته است .
و اما مادهى سوم . . در موضوع اين ماده در فصل 14 مطالبى بتفصيل گذشت . در فصل 16 بمناسبت بحث از روايت « ورقهى سفيد » بدين موضوع اشاره كرديم كه اين روايت قرينهى مهمى است بر اينكه در ميان روايات
هامش
( 1 ) تمام اين خطبه را با مآخذ آن در فصل 20 اين كتاب در آنجا كه از مقدمات بيعت يزيد سخن ميگوئيم ، ملاحظه خواهيد كرد .