فصول پيشين كرديم مدت زمان نبرد جمعيتى با 45 برابر خود ) .
( 1 ) و همچنين در اين باره كه وضع امام حسن در پايان لحظات كوتاه اين جنگ ، يعنى در همان هنگامى كه كه ديگر تمام ياران با وفاى مسكن نيز كشته شدهاند ، چگونه خواهد بود ؟
بدون كمترين ترديد ، وى در آن صورت - اگر زنده ميماند - وضعى ميداشت كه بجز تسليم بىقيد و شرط هيچ راهى در برابر او نبود و اين همان فرصتى بود كه معاويه براى شروع اقدامات قاطع و جدى خود در مورد مسائل فيما بين كوفه و شام ، انتظار آن را مىكشيد : كوفه را بوسيلهى قواى نظامى اشغال مىكرد ؛ پيروز و سربلند وارد اين شهر مىشد ؛ از خاندان پيغمبر انتقامى سخت مىگرفت ؛ همهى روزنههاى اميد را مسدود مىساخت ؛ همهى شعائر برجستهى اين سرزمينها را از بين ميبرد و اصولى را كه بر روى پيكر به خون آغشتهى دهها هزار نفر از برگزيدهترين شهداى مجاهد راه خدا استوار گرديده بود ، ويران مىساخت .
گمان نمىرود كه كسى اين نتائج حتمى را درك كند و آنگاه آن « راه حل » را نافرجام و بيهوده نداند ! واضحترين اشكال اين راه حل آنست كه در آن صورت امام حسن در كمترين زمان ، از چهرهى رقيبى خطرناك كه شرائط خود را در صلحنامه بگنجاند ، به صورت دشمن شكستخوردهاى كه بجز تسليم بىقيد و شرط چارهئى ندارد ، تغيير شكل ميداد .
اينها همه در صورتى بود كه فرض كنيم امام حسن تا پايان جنگ زنده ميماند و بقتل نمىرسيد . حال فرض مىكنيم كه اين جنگ كوتاه مدت ، آن حضرت را نيز قربانى خود مىساخت يعنى كه امام امكان مىيافت
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 329
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٣٢٩