و گنجينهى امن و امان ميراث رسالت ، تبديل يافت .
( 1 ) بنا بر اين ، طبيعى بود كه دعوت عام امام حسن به نبردى كه سرنوشت آن دو مكتب را بايد تعيين كند ، با قبول همگانى اين زبدگان و برگزيدگان كه پس از رحلت پدرش در كوفه مانده بودند و غالبا از شيعيان او و پدرش و از صحابهء جدش پيغمبر بودند ، مواجه گردد و از اينرو بود كه اينان همگى در جايگاههاى خود در ميان صفوف و واحدهاى سپاه در اردوگاه نخيله مجتمع گشتند .
در هيچ نقطهئى از عالم ، استعداد و امكان نگاهدارى و حراست ميراث اسلام به وجه صحيح ، باندازهى اين سپاه - كه متضمن گروههاى ارزنده و افراد خاندان پاك بنى هاشم بود - وجود نداشت .
در كنار اين بزرگمردان در صفوف اردوگاه « نخيله » گروههاى ديگرى نيز وجود داشتند كه در گذشته بتفصيل عناصر آنان و انگيزههاى آنان و نتائج اعمال آنان را بازگو كردهايم .
شروع به صفآرائى و بسيج جنگى نيز ضرورتى بود كه اوضاع و احوال آن را ايجاب مىكرد و در فصول پيشين بدان نيز اشاره كردهايم .
در ظرف روزهائى كه شمارهى آن از عدد انگشتان كمتر بود ، عناصر گوناگون و رنگارنگ در دو اردوگاه مسكن و مدائن گرد آمدند و صفوف جنگ از اين اشخاص مختلف الحال تشكيل شد . در هر يك از اين دو اردوگاه در كنار مسلمانانى از طبقهى ممتاز يعنى افراد مسلكى و با ايمان و مخلص ، مردمى از طبقات مختلف و ميانه حال قرار گرفتند .
فرار عبيد اللّه بن عباس و همراهانش بسوى معاويه ، به تصفيهئى شبيه بود كه در صورت عدم وقوع پيشآمدهاى ديگرى از همان نوع و غيره ،
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 326
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٣٢٦