تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 324

مساهمون:

ص٣٢٤
( 1 ) شدت بحران مدائن آنچنان بود كه حتى شيعيان ميانه حال را نيز در مسير خود حركت داد و شيعه‌گرى و غرور حزبى و حتى عواطف ساده‌اى عربى را نيز - كه به دين مربوط نيست - از ياد او برد . آخر اگر اين ، امام نيست ، ولىنعمت هم نيست ؟ و اگر نه ، يك انسان شريف مجروح هم نيست ؟ ؟ . اين يك نمونه از روشى است كه تاريخ از « شيعه‌ى » آن سپاه به ياد دارد ، وضع « خوارج » و « امويها » و « شكاكها » و « الحمراء » را ديگر خودتان حدس بزنيد و يك نمونه كه تاريخ ضبط كند معمولا دليل بر وجود نمونه‌هاى فراوان ديگرى است كه يا از حافظه‌اى تاريخ محو گشته و يا از آغاز نخواسته آن را ضبط نمايد . ( 2 ) يك روى ديگر مسأله نيز از پاسخى كه امام حسن به شيعيانش - كه صلح را بر او خرده ميگرفتند - داد ، استفاده مىشود . وى در اين پاسخ فرمود : « از صلح با معاويه منظورى جز اين نداشتم كه شما را از كشته شدن برهانم » « 1 » ، جملات فراوان ديگرى هم بدين مضمون از آن حضرت باقى است . اينك براى درك اين حقيقت باندازه‌ئى كه خواننده را به مفاد اين حمله كاملا معتقد سازد ، توضيحى ميدهيم : ( 3 ) مبارزه‌ى امام حسن و معاويه در حقيقت ، مبارزه‌ى دو شخصى كه هر
هامش
( 1 ) دينورى : ص 303 .