تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 323

مساهمون:

ص٣٢٣
تصور مينمايد . ( 1 ) فكر مىكنيد اين موضوع امكان‌پذير است كه يك نفر شيعه - كه به امامت حسن همان اندازه معتقد است كه به نبوت جدش پيغمبر و بعلاوه سالها در سايه‌ى نعمت او و پدرش زيسته است - در خاطر بگذراند كه در بحرانى - ترين و دشوارترين لحظات زندگى امام و ولىنعمتش و در لحظاتى كه وى از همه وقت به اخلاص شيعيان محتاج‌تر است ، بزرگترين خيانت را نسبت به او مرتكب گردد ؟ ! بلى اين امر امكان‌ناپذير ، بوقوع پيوست ! ! منظور همان توطئه‌ى دنائت‌آميزى است كه در هنگام اقامت آن حضرت در حصار « مقصوره‌ى سفيد » درباره‌ى وى چيده شد . اكنون بنگريد كه انحطاط و انحراف اخلاقى در ميان نسلى كه امام حسن ميبايست سربازان خود را براى جهاد با دشمن از آنان انتخاب كند تا چه حد شديد بوده است . گاه يك فرد ذاتا داراى فضيلت است و گاه كسى خود به تنهائى و دور از تأثير محيط داراى سجاياى اخلاقى است ، ولى گاه نيز همين فرد تحت تأثير سست عنصرى و ضعفى كه در نهاد اوست در مواجهه با يك گرايش همگانى و يك شور و حماسه‌ى عمومى ، منش فردى خود را از دست ميدهد و بجاى آن روح جمع را پذيره مىگردد ، همچون جمع مىانديشد و همانند آنان احساس مىكند و در مسير آنان گام مىنهد . . چنين فردى در اين حالت با دريافت‌ها و اصالت‌هاى فطرى خود در مخالفت و مبارزه است و اين مخالفت معمولا اندكى پس از فرو نشستن تند باد و خاتمه يافتن آن هنگامه ، به ندامتى شديد تبديل خواهد يافت .