آيا اينها همه بصراحت اثبات نمىكند كه امام حسن بر جان خود تأمين نداشته و مورد تهديد بوده است و آيا بدست نمىآيد كه مردمى كه بنام جهاد و براى دفاع از او از كوفه بيرون آمده بودند پس از مدتى كوتاه در چهرهى دشمنان خونين او ظاهر گشته بودند ؟
( 1 ) آيا رفتن وى به مقر استاندارش « سعد بن مسعود » بمنظورى جز اين بوده كه از آن محيط فتنهآلود و آبستن حوادث بزرگ و شورش همهگيرى كه معلوم نيست با چه مخاطراتى همراه خواهد بود ، دور باشد ؟
او به چشم خود ديده بود كه وابستگان و زيردستان خودش خيمه و خرگاه او را غارت مىكنند و به گوش خود شنيده بود كه او را - صاحب آن قداست و مقام را - تكفير مينمايند و دشنام ميگويند ؛ مشاهده كرده بود كه از روى حساب و نقشهى قبلى دست به آزار او مىگشايند يا قصد جان او مىكنند و احساس كرده بود كه كار دشمنى آنان به جائى رسيده كه حتى طاقت ديدن او را هم ندارند و اگر در ميان آنان ظاهر گردد ، برخورد آنان خود موجب تمرد و عصيان آنان خواهد شد ، از اينرو بجايگاهى كه چندان هم از صحنهى اين ماجراها دور نبود نقل مكان كرد و همين انتقال ميتوانست - در صورت علاجپذير بودن وضع - يكى از وسائل علاج باشد .
بسى روشن است كه در جهان ، هيچكس به پيروزى امام حسن از خود او علاقه و اهتمامش بيشتر نبود ، همچنانكه فعاليت هيچكس نيز در اين راه از او شديدتر و شور و نشاطش فراوانتر و در صورت لزوم ، براى فداكارى بيدريغتر نبود .
همچنين بديهى است كه راه حلها و نظرهائى كه امروز به سهولت براى ما مطرح مىگردد از نظر او نيز پوشيده نبوده و تدبيرهائى كه به نظر
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 321
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٣٢١