تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 320

مساهمون:

ص٣٢٠
فرومايه باشد ! » به معناى همين تهديد نيست . ( 1 ) موقعيت بدرجه‌ئى حساس و وضع بقدرى آشفته شده بود كه هر گونه اقدام و حركتى از طرف امام حسن - چه به قصد جنگ و چه بعزم صلح ، چه براى پيوستن به جبهه‌ى « مسكن » و چه براى بازگشتن بسوى كوفه - بدون ترديد با مخالفتى حاد و تند و سپس با سرپيچى و تمردى همگانى و در آخر كار با شورشى مسلحانه مواجه مىگشت و اين همان يگانه آرزوى معاويه بود كه در راه تحقق آن سيم و زر خزائن شام را نثار مىكرد . و در آن صورت هيچ چيز جز خون پاك حسن اين شعله‌ى سركش را فرو نمىنشانيد . اهريمن شورشهاى بزرگ و ديوانه هميشه چنين است : حكم ظالمانه صادر مىكند و قربانى بىگناه مىطلبد . . . و عظمت و شخصيت كسى هم مانع قربانى شدنش نمىتواند شد . . آيا ضربتى كه در ساباط مدائن بر حسن وارد آمد دليل اين ادعا نيست ؟ و آيا اين ضربت جز بعمد و با نقشه‌ى قبلى بر آن حضرت وارد آمد ؟ وى در آن هنگام از خيمه‌گاه خود خارج گشته و بسوى مقر استاندار خود رهسپار بود تا در آنجايگاه امن و دور از غوغاى اردوگاه بهتر بتواند تدبيرهاى لازم را براى فرونشانيدن آتش فتنه اتخاذ كند . در اين مورد مورخان چنين نوشته‌اند : « گروهى از شيعيان و نزديكانش او را در ميان گرفته بودند و كسى را به دو راه نمىدادند » و بعبارت يك متن تاريخى ديگر : « گرد او به حركت در آمده و مردم را از وى دور ميكردند » . . . . چرا مردم را از او دور ميكرده‌اند و چرا كسى را به دو راه نمىداده‌اند ؟