تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 317

مساهمون:

ص٣١٧
اوانى كه « امويگرى » بر اثر كدورتها و دوئيت‌ها به شام گريخت ، همواره او را تحت فشار قرار داده و آسايش خاطر او را سلب كرده بود . ( 1 ) معاويه كسى نبود كه نتواند نقشه‌ها و تدبيرهاى ديگرى نيز براى تار و مار كردن شيعه پس از قتل امام حسن طرح نمايد و نسل فريب خورده و آلت‌دست‌شده‌ى معاصر خود را بوسيله‌ى آن نقشه‌ها و تدبيرها ، بر انجام اين عمل با خود موافق سازد . او همان كسى بود كه با همين گونه شيطنت‌ها توانست لعن على را رائج سازد و هم مسئوليت خون عثمان را به گردن او افكند ، چه مانعى وجود داشت كه ريشه‌كن نمودن تشيع نيز سومين حلقه‌ى اين زنجيره‌ى دوزخى باشد ؟ او اساسا مرد ميدان همين‌گونه شيطنت‌ها بود . در كنار كاخهاى برافراشته‌ى شام ، وجدانهاى قابل خريد و قلمهاى آماده‌ى مزدورى ، فراوان يافت مىشد ، چه اشكالى داشت كه در تأييد روشهاى حساب‌شده‌ى او احاديثى از زبان رسول خدا صلى اللّه عليه و آله جعل شود و اصول مكتب علوى مورد هجوم قرار گيرد و افكار و آموزشهاى آن مسخ گردد و تعليمات آن حضرت چندان در چشم مردم ، حقير و بىارزش معرفى شود كه قابليت بقاء را از دست بدهد و سپس - در محيطى كه از آل محمد خالى است - از مجموع اين حقايق مسخ شده ، وسيله‌ئى براى روگردانى مردم از اسلام واقعى فراهم آيد ؛ بانيان اولى اسلام مورد تهمت قرار گيرند و كسانى كه خود نخستين فراگيرندگان اسلام و سرچشمه‌هاى تعاليم اين مكتب‌اند ، در چهره‌ى دشمنان اسلام معرفى شوند و آنگاه پس از چندى تدريجا اسلامى ديگر كه از فكر معاويه الهام مىگيرد و در راه مصلحت او به كار مىافتد ، براى مردم تشريع شود .