هر موج تبليغاتى قوى و تندى است بويژه اگر با دو عامل طمع مال و طمع مقام همراه باشد .
( 1 ) انصاف را ، مردم به چه چيز معاويه دلخوش بودند كه همصدا با او ، على و حسن و حسين عليهم السلام را لعن كردند و چه نقيصهئى در اهل بيت سراغ كرده بودند كه به دلخواه معاويه زبان بدشنام ايشان گشودند .
شايد وى مردم را قانع ساخته بود كه آن كسانى كه در آغاز دعوت اسلام با رسول اكرم - صلى اللّه عليه و آله - جنگيدهاند و آن طائفهئى كه حرام خدا را حلال و حلال خدا را حرام نمودهاند و آن عناصرى كه زنا را بجاى نسب شناختهاند و آن مردمى كه پيمانها را شكسته و سوگندها را نقض كردهاند و آن جانيانى كه دست به خون بزرگان اسلام آلودهاند و بىگناهان را زنده بگور ساختهاند و نماز جمعه را در روز چهار شنبه خواندهاند « 1 » على و آل على مىباشند ! شايد هم بجاى اينكه رنج قانع كردن مردم را ببرد ، از راه تطميع وارد شده بود و يا حتى بدون اينكه آنان را تطميع كند ، دست به ارعاب و تهديد ايشان زده بود ، به هر تقدير و به هر وسيله ، بالاخره به هدف خود رسيد و « كار اطاعت بىقيد و شرط مردم از او به جائى كشيد كه لعن على در ميان ايشان سنتى پابرجا شد كه كودكان با آن بزرگ مىشدند و پيران با آن مىمردند » « 2 »
هامش
( 1 ) براى اطلاع از اين موارد رجوع شود به « مروج الذهب » ( ج 2 ص 72 ) و مدارك ديگرى كه قبلا بمناسبت ذكر برخى از اين جنايات از آن ياد كردهايم يا بعدا در فصل مربوط به « كيفيت وفاى معاويه به شروط صلح » از آن ياد خواهيم كرد .
( 2 ) مروج الذهب 2 / 72 . تذكر اين مطلب در اينجا لازم است كه على عليه السلام در ايام جنگ صفين شنيد كه بعضى از اصحابش به مردم شام ناسزا