سپس در موارد لزوم ، از آنچه گفته شد استفاده خواهيم كرد .
( 1 )
دورنمائى از وضع غير عادى مدائن :
در گذشته دانستيم كه زبدهء سپاهيان امام حسن ، همان سربازانى بودند كه بعنوان لشكر مقدمه به مسكن رهسپار شده بودند و واحدهائى كه آن حضرت در مدائن اردوى خود را از آنها تشكيل داد ، از لحاظ روحيه و ايمان از همهى سپاهيان او ضعيفتر و از جنبهى تشتت و تفرقه و دودستگى ، از همه غير قابل اطمينانتر بودند .
و ديديم كه در همان نخستين روزهاى ورود امام حسن به مدائن و پيش از آنكه گروههاى امدادى از ديگر اردوگاهها به وى بپيوندند ، سه پديده بروز كرد كه مجموعا ميتوانست اعلام خطرى نسبت به آينده و عاقبت كار باشد .
يكى از اين سه پديده ، خبرهائى بود كه از خيانت بزرگ و دامنهدار مسكن به دو مىرسيد ، ديگرى شايعهى تحريكآميز دروغينى كه مردم را بدين عنوان كه « قيس بن سعد فرمانده دوم لشكر مسكن بقتل رسيده » به فرار تشويق ميكرد ، و سومى فتنهاى بود كه هيئت اعزامى شام - كه براى ارائه دادن نامههاى خيانتكاران كوفه نزد امام حسن آمده بودند - برپا كردند به اين معنى كه در هنگام بيرون آمدن از اردوگاه آن حضرت بطورى كه همه اطلاع يابند ، اظهار كردند كه پسر پيغمبر صلح را پذيرفت ! .
همانطور كه در يكى از فصول گذشتهى اين كتاب گفتيم ، در لشكر امام حسن ( ع ) مردمى فتنهانگيز و مردمى غنيمت طلب و جمعى از خوارج و گروههاى ناسالم ديگر وجود داشتند و هيچ زمينهء مساعدى براى اين