تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 300

مساهمون:

ص٣٠٠
اين همان پايه و مبنائى است كه قدرتهاى اجتماعى در اسلام بر آن قرار دارد و بر همين اساس بود كه مسلمان صدر اسلام خطاب به عمر بن خطاب مىگفت : اگر در تو كجى بيابيم با شمشيرها راستت خواهيم كرد . ( 1 ) اين كشته شدن را از آن نظر از مفهوم شهادت دور و بيگانه ميدانيم كه دستهاى بىغرضى كه به ريختن خون اينچنين كسى دراز گشته است ، از آنجا كه بخاطر حق خود شوريده و با اين اجتماع و هماهنگى ، رسا بودن حجت خود را اثبات كرد ، در قضاوت مردم ، عذرش موجه‌تر و عملش قابل‌قبول‌تر از مقتول است . . و هم از آن نظر كه - بگفته‌ى « قفال شافعى » - همان امتى كه او را به ولايت گماشته ، اكنون بر او حد جارى مىسازد . مثلا عثمان كه نفر سومين از سه شخصيت تاريخى بزرگ و مقتدر اسلام است ، با شمشير شورشيانى كه در كار او ذيحق بودند از پاى در آمد و هرگز نه تاريخ و نه دوستان او موفق نگشتند كه شهادت را - به همان معنائى كه كلمه‌ى شهيد در ذهن مىنشاند - بنام او در تاريخ ثبت كنند . اما آن برده‌ى سياه فقير كه تأثيرش در زندگى حتى به آن اندازه كه فكر و حافظه را به خود مشغول سازد نبود - جون آزادشده‌ى ابو ذر غفارى - چون در راه خدا كشته شده ، شهيد به تمام معناى كلمه محسوب است و تاريخ ناگزير و ناچار او را تقديس مىكند . به اين نتيجه مىرسيم كه شرط شهيد بودن يا لازمه‌ى محترم بودن شهادت ، آن نيست كه مقتول از بزرگان باشد و همچنين لازمه‌ى « بزرگ بودن » يك شخص آن نيست كه به هر صورت و به هر گونه كه بقتل رسيد ، شهيد محسوب گردد . اينك اين موضوع را واگذاشته به دومين موضوع مىپردازيم و