و بدون واهمه و انديشه ، سيل انتقاد را بسوى آن جارى سازد .
( 1 ) و ما پس از بررسى و تحقيق ، نشان خواهيم داد كه كداميك از اين دو رأى - آنكه حسن عليه السلام انتخاب كرد يا آنكه عيبجويان صواب مىپندارند - به صواب نزديكتر و با سياست متين و محكم ، متناسبتر است .
و خواهيم ديد كه عظمت حسن آنچنان نيست كه پذيراى شبههها و ترديدها باشد و او رهبر و پيشوائى نيست كه عيبجويان به آسانى بتوانند به كار او خرده گرفته و از او انتقاد كنند .
( 2 ) اينك كه رشتهى بحث به نقطهى اصلى مشكله و مركز اساسى انتقادها و عيبجوئيها منتهى گشته ، بهتر آنست كه پيش از ورود در حل قضيه ، سه حقيقت كه همچون سرانگشتانى براى گشودن گره بحث به كار مىآيند ، روشن سازيم .
پس از روشن شدن اين سه حقيقت است كه موضوع ، خود به خود پس از آن ابهام نخستين ، به روشنى گرائيده و انتقادها به اعتذار مبدل گشته و عيبجوئيها به ستايش تبديل مىيابد .
اين سه حقيقت ، بدين قرارند :
نخست ، معناى شهادت ؛ دوم ترسيم دورنمائى مبهم از وضعى كه در آخرين لحظات در مدائن امام حسن را احاطه كرده بود ؛ و سوم خطمشى معاويه نسبت به هدفهاى امام حسن عليه السلام .
و اين بحث ما را ناگزير خواهد ساخت كه به برخى از حقائق كه در طى بررسيهاى گذشتهى اين كتاب بدان اشارتهائى رفته است ، مجددا اشاره كنيم ، بديهى است كه آنچه اين تكرار را موجب مىشود علاقهء فراوان ما به جامعيت و همه جانبه بودن اين بحث است .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 298
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٩٨