تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 279

مساهمون:

ص٢٧٩
را بلا گردان جان خود نموده باشد . ( 1 ) در تاريخ مناظر تلخ و رقت‌بارى از قربانيان سلطنت را ميتوان ديد كه پادشاهان براى حفظ تاج و تخت خود ، نخست آنها را و سپس - چون گزيرى نبوده است - خود را فدا ساخته‌اند . با توجه به اين نسبت - يعنى نسبت اندك كسانى كه تاج و تخت را فداى جان كرده‌اند در برابر آنان كه به عكس ، جان خود را در راه تاج و تخت از دست داده‌اند - تفاوت ميان ارزش معنوى اين دو فداكارى را از نظر مردم در مىيابيم . به همين دليل است كه در آن موارد نادرى كه حكومت و سلطنت فدا شده است ، مشاهده مىكنيم كه اهتمام مردم به اين واقعه بيشتر و گفتگوها و قيل و قالها و همهمه‌ها در اطراف آن فراوانتر است و باز به همين دليل است كه اظهار نظرها و تعليل‌ها و تحليل‌ها و فلسفه چينىهاى گوناگون فقط در پيرامون چنين واقعه‌ئى به عمل مىآيد و تاريخ به ياد ندارد كه در حادثه‌ى فرود آمدن حكمرانى از مقام حكومت ، ميان مردم اختلاف نظر در اين باره پديد نيامده باشد ؛ برخى او را تصويب و برخى تخطئه نكرده باشند ؛ جمعى آن را عذر ننهاده و جمع ديگرى بر آن خرده نگرفته باشند و خلاصه ، جبهه‌ئى با او و جبهه‌ئى در برابر او قرار نگرفته باشند . . مگر حسن بن على عليهم السلام . ( 2 ) فقط او بود كه چون از ملك و حكومت خود دست كشيد و از مسند قدرت فرود آمد و همه‌ى امكانات دنيوى خويشتن را در راه عقيده و هدف خود فدا ساخت ، هيچ انسانى در حسن نيت و اخلاص و مصلحت‌جوئى او به ترديد نيفتاد و در عظمت مقام فداكارى او شك نياورد و آن سال به « سال اجتماع »