الهى را بتأخير اندازد و بسوى كرامتى كه در جوار پدرش و جدش در انتظار اوست ، نشتابد ؟
( 1 ) و كى امام حسن بن على آنچنان انسان ضعيف و جبانى بوده كه از كشته شدن بيم داشته باشد و بخواهد جان خود را با چشمپوشى از حكومت حفظ كند ؟ از كدام سو ممكن است جبن و ضعف به حسن بن على انتساب يابد ؟ از پدرش شير خدا و شير مرد پيامبر ؟ يا از دو جدش رسول خدا و ابو طالب بزرگ و سالار مكه ؟ يا از دو عمويش حمزه و جعفر دو سرور شهيدان ؟ يا از برادرش پدر شهيدان ؟ يا از موقعيتهاى درخشان و معروفش در معركههاى رزم ؛ روز محاصرهى عثمان و روز جنگ بصره و واقعهى مظلم ساباط « 1 » ؟
مگر نه او همان شير مردى است كه دشمنانش دربارهى او گفتند : « هر جا قدم ميگذارد مرگ همراه اوست » ؟ و فضيلت آنست كه دشمن دربارهى كسى بدان اعتراف كند .
اصولا اگر كمى دقت شود ، همين كه آن حضرت حكومت را در راه عقيدهاش فدا ساخت خود از بزرگترين آيات شجاعت اوست .
با اين حال در كجاى زندگى او نشانهى طمع به زنده ماندن يا ترس از مرگ را ميتوان يافت ؟
( 2 ) در حساب امام حسن يگانه مقياس و ميزان ، همان افكار و ايدههاى عالى او بود كه از ديدگاه او هيچ چيز ديگرى با آن سنجيده و مقايسه نميتوانست شد . او معتقد بود كه بايد ملك و حكومت خود را فداى اين
هامش
( 1 ) براى آشنائى با موقعيت امام حسن در روز محاصرهى عثمان و عمليات او در جنگ جمل و دلاورى و جرأت او در مظلم ساباط رجوع كنيد به ترتيب به : تاريخ فخرى و « كتاب الجمل » شيخ مفيد و تاريخ يعقوبى .