بوسيد و گفت : قربانت گردم پسر عمو ! به خدا پيوسته درياى دانشت در تلاطم است ، چندان بر ايشان تاختى تا انتقام مرا از فرزندان . . . بازستاندى » « 1 » .
( 1 ) متن اين مشاجرهها بخاطر ظرافت ادبى و ارزش هنريش در خور آنست كه همچون ميراث عربى اصيلى بمعرض نمايش گذارده شود . . زيرا كه صحت انتساب آن از متنش آشكار است و اسلوب و كيفيت تركيب آن ترسيم كنندهى صورتى از ادب مشاجره در آن عصر مىباشد . ولى چيزى كه ما را از عرضه كردن آن در اين سطور بازمىدارد لحن زشت و دشنامآميزى است كه امويان در دروغگوئيها و خلافپردازيهاى خود آن را به نهايت درجه رسانيده و خويشتن را بيش از آنچه براى دشمن خود مىپسنديدهاند ، رسوا ساختهاند .
در عين حال كه از آوردن متن اين مشاجرات مىپرهيزيم ، نميتوانيم حقيقتى را - كه با موضوع مورد بحث ما يعنى « صبر امام حسن » متناسب است - ناديده بگيريم . آن حقيقت عبارت است از ميزان عجيب بدرفتارى اين جمع با امام حسن در اين مجالس و صبر و تحمل عجيب آن حضرت در برابر اين عمل خصومتبار معاويه كه با ساير روشها ، و رفتارهاى خصومت آميزش چه در جنگ و چه در صلح ، سنخيت داشت .
مطلبى كه نميتوان در آن ترديد داشت اينست كه اين مجالس همه
هامش
( 1 ) رجوع شود به « المحاسن و المساوى » بيهقى ( ج 1 - ص 59 - 64 ) و « العقد الفريد » ( ج 2 ص 323 ) و « بحار الانوار » ( ج 10 ص 116 ) . و ما در كتاب « اوج البلاغة » كه مشمل بر خطبهها و نامهها و كلمات دو امام بزرگوار - حسن و حسين عليهما السلام - است ، خطبههائى را كه امام حسن در اين مشاجرهها انشاء كرده ، آوردهايم .