ناميده شد ، چون همگان با او موافقت كردند و عملا رأى او را پذيرفتند .
و اينست آيت عظمت او در تاريخ و نشان مقام منيع او در دل مسلمانان و دليل قدرت معنوى و روحى او . . . قدرتى كه بر كندن لباس سلطنت بدان زيانى نمىرساند .
( 1 ) گروهى از اينكه چرا اين فداكارى ، او را از صحنهى رزم با اسلحه خارج ساخته است از وى گلهمند ميبودند و حتى برخى از اين گروه در شمار بزرگان شيعهى وى قرار داشتند ، ولى حتى يك نفر از اين جمع كه به انگيزهى احساسات بر او ايراد ميگرفتند ، در صحت عمل او به لحاظ انگيزههاى - دينى وى يعنى مراعات صلاح امت اسلامى و حفظ خون مسلمانان و پيشبرد هدفهاى عالم اسلام ، ترديدى نداشتند .
و در فصل آينده خواهيم ديد كه ايرادها و اعتراضهاى عيبجويان ، هيچيك از روى انصاف نبوده و راه حلى كه او براى خروج از مشكلات انتخاب كرد ، تنها راهى بود كه در آن شرائط ميتوانست راه حل محسوب شود .
امام حسن كه به فداكارىئى از لحاظ اثر روانى دردناكتر و از جهت اثر دينى برتر و در تاريخ نادرتر و در عرف انسانها پرارزشتر ، تن در داده بود ، به هيچ صورت مورد شبهه يا هدف تهمت قرار نميگرفت ، و چگونه تهمت و شبهه را راهى توان بود به آن كس كه در ميان انواع فداكارى آن يك را انتخاب مىكند كه براى خود او دشوارتر و براى ديگران پرسودتر و به خدا نزديكتر است . . . و خود او هم آن مرد الهى مورد قبول همگان و همان كسى است كه صريح قرآن ، گمان هر خطا و اتهامى را از او دفع مىكند ! ( 2 ) كى دنيا در حساب امام حسن نقشى داشته ، تا طمع به زندگى دنيا را در ارادهى او تأثيرى باشد و به حساب دنيا ، پيوستن به جوار رحمت و لطف
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 280
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٨٠