حساب شده و پيشبينى شده بود و از تشكيل آنها هدف سياسى خاصى تعقيب مىشد . از اين نظر ميتوان اين مجالس را ميدان ديگرى دانست كه معاويه ، نقشهى جنگ اعصاب با امام حسن و شيعيانش را - كه اينك جانشين جنگ گرم ساخته بود - در آن پياده مىكرد .
اين جنگ ، ميدانهاى ديگرى نيز داشت كه به برخى از آنها در فصول نزديك آينده ، اشاراتى خواهد رفت .
( 1 )
فداكارى امام حسن
فداكارى بىنظير او همان وضعى است كه او بخاطر فكر و عقيدهى خود ، در مواجهه با ملك و حكومت انتخاب كرد .
غالبا چشم پوشيدن كسى كه صاحب قانونى حكومت است از اين حق قانونى خود ، بيش از گذشتن از سر جان ، حائز اهميت و دليل بزرگى روح است . و بلند نظرى و بزرگى روح در راه عقيده و هدف ، آشكاراترين صفات حسن بن على و جالبترين ابزارهاى وى در جهاد متصل و بهم پيوستهاش بود .
در ميان اين دو نوع فداكارى - فدا كردن جان يا گذشتن از سر حكومت با وجود حق قانونى - دومى بسى دردناكتر و داراى رنج طولانىتر و لطمهى آن بر شخصيت انسانى كوبندهتر است .
در همهى دورههاى تاريخ ، عشق حكومت در دل حاكمان و پادشاهان ، ريشهدارتر و عميقتر از عشق به جان بوده است تا چه رسد به فكر و عقيده . .
افراد زيادى را مىشناسيم كه جان خود را فداى حكومت و سلطنت خود كردهاند درحالىكه جز عدهاى معدود ، به ياد نداريم كه كسى تخت سلطنت