نديدم مگر آنكه از غيابش ناشاد و از عتابش بيمناك بودم » . « 1 » و همچنين گفت : « به خدا هرگاه در كنار خود نشستهاش ديدم از وضع او و از عيبجوئى او بيمناك گشتم » . « 2 »
( 1 ) در ستايش او شعرى بدين مضمون سرود : « حسن فرزند همان كسى است كه هر جا ميرفت ، مرگ نيز پا بپاى او قدم بر ميداشت . بچهى شير همانند اوست و حسن نيز پدر خود را مثل و مانند است . اگر حلم و درايتش را بتوان وزن كرد بايد گفت همچون « يذبل » « 3 » و « ثبير » « 4 » است » « 5 » .
آرى ، اين همان معاويه ، دشمن شماره يك حسن عليه السلام است .
مروان بن حكم نيز همان كسى است كه درباره آن حضرت مىگفت : « حلمش با كوهها برابر است » « 6 » .
ثناگوئى آشكار اين دو دشمن ، دليل مقام ارجمند امام حسن در اعتقاد مردم و يا دليل تسليم و خضوع اين دو در برابر واقعيت است . و اگر نه ، بايد آن را پوششى دانست كه آن دو به روى نقشههاى خطرناكى كه براى امام حسن در نظر داشتند ، ميكشيدهاند .
( 2 ) اين مشاجرههائى كه ما به اشاره از آن در گذشتيم و در برخى از كتابهاى بزرگ ، پارهئى از آنها را با اهميت ياد كردهاند ، عبارت از « مفاخره » هائى است كه معاويه در برخوردهايش با امام حسن - چه در هنگامى
هامش
( 1 ) بهار : 10 / 116 .
( 2 ) شرح نهج البلاغه : 2 / 101 .
( 3 - 4 ) نام خاص كوهى .
( 5 ) شرح نهج البلاغة : 4 / 73 .
( 6 ) شرح نهج البلاغة : 4 / 5 و 18 .