تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 269

مساهمون:

ص٢٦٩
چنين نبود ؟ ( 1 ) يك نمونه از اين سؤال و جواب‌ها را بشنويد : - چرا با معاويه صلح و « عدم تعرض » بر قرار ساختى اى پسر رسول خدا ؟ تو كه ميدانستى حق با تو است و او گمراهى ستمگر است ! . - ابا سعيد ! آيا من پس از پدرم حجت خداى تعالى و امام بر خلق نيستم ؟ - چرا . - آيا من كسى نيستم كه رسول خدا درباره‌ى من و برادرم گفت : حسن و حسين امامند چه قيام كنند و چه بنشينند ؟ - چرا . - در اين صورت من به هر صورت امامم ، قيام بكنم يا نكنم . اى ابا سعيد ! چيزى كه مرا بر مصالحه با معاويه برانگيخت همان بود كه رسول خدا ( ص ) را بر مصالحه با بنى ضمرة و بنى اشجع و با اهل مكه در هنگام بازگشت از حديبية وادار ساخت . آنها كافر بودند به تنزيل و اينها كافرند به تأويل . اى ابا سعيد ! اگر من از جانب خداى تعالى ، امام و پيشوايم ، نميبايد كه نظر و رأى مرا در هر چه پيش ميگيرم - جنگ يا متاركه - باطل انگاريد هر چند حكمت آن كار بر شما پوشيده باشد . نشنيده‌ئى كه خضر چون كشتى را سوراخ كرد و آن پسرك را كشت و آن ديوار را ساخت موسى از كار وى خشمگين شد . چون حكمت آن كارها بر وى پوشيده بود . تا آنگاه كه او موسى را از حقيقت آگاه ساخت و موسى راضى شد . من نيز همانگونه‌ام . شما بر من خشم گرفتيد ، چون حكمت كار مرا درك نكرده بوديد . اگر من اين كار را نميكردم يكتن از شيعيان ما بر روى زمين ، جان بدر نميبرد ، همه را ميكشتند . » « 1 »
هامش
( 1 ) بهار 10 / 101 .