بسازد و دو دلها و مرددين را با رشوه ، گلوگير محبت و احسان خود كند . ماليات آن امپراطورى وسيع ، به آسانى مىتوانست جواب توقعات و مطامعى را كه رهبران آن اجتماع و « فرزندان فاميلهاى سودجو » مدهوش سحر آن بودند ، بدهد . آن وقت بود كه منافقين به مؤمنينى پاكيزه جان ، و خيانتكاران به مردمى امين و با اخلاص ؛ و دو دلها به افرادى سر به راه و مطيع تبديل يافته و همهى ملت بىآنكه خود بدانند در نقشى دروغين و غير واقعى جلوه مىكردند .
( 1 ) در آن صورت عمرو بن عاص و مغيرة بن شعبه و زياد بن أبيه و ديگر رجال اين مكتب را ميديدى كه در كوفه در جوار قصر حسن بن على اقامت گزيده و در زير سايهى او آرميدهاند ! هم چنان كه امروز حجر بن عدى و قيس بن سعد و عدى بن حاتم بدان پناهندهاند ، يا همچنانكه همان گروه نخست ، امروز كاخ معاويه را طواف ميكنند ! رئيس و نقطهى اتكائى چون حسن بن على ، براى آنان اين امتياز را هم داشت كه از نقطه ضعفهائى از آنگونه كه در زندگى معاويه و گذشتهى او و مواريث او فراوان ديده مىشد ، مبرا و بر كنار بود .
ديگر ، ماجراى حسن با آنچنان كاميابى و موفقيتى توأم مىبود كه به هيچوجه ضرورت نداشت دربارهى آن چيزى نوشته شود يا تحقيقى به عمل آيد و يا وقتى و عمرى براى آن مصرف گردد . .
در آن فرض ، همين ملت پست كوفه كه در تاريخ ، همپا و هم دورهى حسناند ، در چهرهى ملتى باثبات و موقر و يكپارچه ظاهر مىشدند كه در عين حال ، بيت المالشان مايهاى براى خريدارى وجدانها است و حكومت ولاياتشان در خدمت طمع و آز رجال است و سياست دولتشان با
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 257
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٥٧