بطور كلى در همهى بيانات خود ، عناصر اصلى زير را روشن مىسازد :
1 - براى دنيا فعاليت نكرده است .
2 - اگر ميخواست براى دنيا در تلاش باشد ، از دشمنانش نيرومندتر ميبود و روشهايش در زندگى با آنچه اكنون هست ، تفاوت ميداشت .
3 - در وضع خاص خود ، مرتكب كوچكترين ضعف نفس و ضعف سياست و جبن و ترس نشده بلكه فاقد ياران با اخلاص بوده است . و اين بدان معنى است كه اگر ميتوانست ياوران با اخلاص و راستگوئى داشته باشد ، وسائل پيروزى بطور كامل براى او فراهم بود .
4 - يگانه هدف او همان بوده كه پيش از او پدرش داشته است . و البته هدف پدرش جز اين نبود كه معنويات اسلام را از انقراض و درك صحيح اسلامى را از نابودى مصون بدارد .
( 1 ) چنان كه ملاحظه مىكنيد ، نشانههاى امامت و پيشوائى روحى ، بوضوح از لابلاى اين عناصر چهارگانه متجلى است ، بدان گونه كه آن را نه به ضعف ميتوان حمل كرد ، نه به عقبنشينى و نه به فرار از وظيفه . . .
پيداست كه عامل اتخاذ اين روش ، نيروئى قائم بنفس و مستقل است كه دارندهى خود را به عمل براى خدا واميدارد .
چنين روحيهاى هرگز در راه فعاليت براى دنيا ، به كار نميافتد چه ، آن را با دنيا مناسبتى و پيوندى نيست .
از طرفى ، امامت به معناى صحيح و بدين اعتبار كه سايهئى است از نبوت - كه باز نبوت ، رابطهاى است ميان آسمان و زمين - اينچنين است . نبوت هر آنگاه كه به ارادهى خدا در زمين پديد آمده ، استقرار
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 254
مساهمون: السيد الخامنئي
ص٢٥٤