تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 256

مساهمون:

ص٢٥٦
( 1 ) در حاشيه‌ى مفاد ماده‌ى دوم مىگوئيم : حسن بن على بر خود چنين قرار داده بود كه هست و نيست خود را ؛ زندگيش را ؛ تاريخش را ؛ كيان سياسيش را ؛ همه‌ى نيرويش و همه‌ى امكاناتش را در خدمت فكر و هدف و عقيده‌ى خود و وسيله‌ى پياده كردن و بلند آوازه ساختن آن ، به كار گيرد . او در اين گام خطير و دشوارى كه « دوراهى ميان حكومت و عقيده » را با آن بپايان رسانيد ، سيماى امام و خليفه‌ى پارسا و بىاعتنا به دنيائى را مجسم ساخت كه مسئوليت حكومت را فقط بدين موجب پذيرفته كه بوسيله‌ى آن ، فضائل و خصائص ايده‌آل انسانى را در اجتماع بشرى پياده كند . بنابراين ، او در تمام اقدامات مثبت و منفى ، نمودار كامل يك رهبر مسلكى است . دنيا ، با همه‌ى جلوه‌هاى فريبنده‌اش همچون : حكومت ، ثروت ، نفوذ و لذتهاى گوناگون ، خود را در اختيار او قرار داد و در بهاى اين انقياد و اختصاص و رام شدن ، جز قبول و انتخاب او ، چيزى نخواست . . ولى او امتناع ورزيد و قبول نكرد . ( 2 ) اگر او قبول ميكرد ؛ دنيا را ترجيح ميداد و بخاطر آن « سختكوش و در تلاش » مىشد ، بيگمان از هر انسان ديگرى بيشتر بهره‌ى آن را ميبرد . زيرا او در آن صورت برترين نسب در تاريخ انسانيت را با بزرگترين كشور در تاريخ ممالك عالم ، يك جا در اختيار ميداشت . ولى در صورتى كه او - بفرض محال - چهره‌ى يك شخصيت دنيائى و مادى را به خود مىگرفت ، ناگزير ميبايد از قيود وراثت و تربيتش بگذرد و افتخارات روحى خود را فراموش كند و كسى غير از حسن پسر على و فاطمه و نوه‌ى پيغمبر باشد ، يعنى طمعكاران را راضى كند ؛ براى خود همدست‌هائى -
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 256 | السيد الخامنئي / الشيخ راضي آل ياسين