تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 259

مساهمون:

ص٢٥٩
و بشريت ، روحيات عالى و نمونه‌ى انسانى را از روش و كيفيت زندگى آنان الهام ميگيرد و به رهنمائى آنان ، به سعادت خود راه مىيابد . ( 1 ) او از شرف معناى خاصى درك ميكرد كه تركيبى بود از عزت نفس و مصالح دينى . ديگر نه حكومت و نه مال و نه تمتعات لذت‌بخش اين جهان ، هيچ‌يك بعقيده‌اى او داخل در حساب شرف نبودند . معصوميت او از پليدى - كه قرآن بدان ناطق است - و روحيه‌ى عالى و نمونه‌ئى كه تمام وجود او را انباشته بود نميگذاشت كه وى از اوج اين شرف به حضيض تمايلات دنياى چند روزه و خواسته‌هاى محدود و عيش منغص و تيره‌ى اين جهان فرود آيد . علاوه ، اين كار مستلزم روىگردانى از خدا و از كتابهاى آسمانى و پيامبران الهى و روز قيامت ، بود و مرد دنيا ناگزير ميبايد از اين همه چشم‌پوش و احيانا با آنها دشمن باشد . برد موقعيت بكمك اين روشهاى انحرافى و فسادآميز ، در زندگى اين رديف انسانهاى اوج‌نشين و بلند پرواز ، بزرگترين زيان و خسارت است . ( 2 ) لازمه‌ى تن دادن به اين روشها - در مورد حسن بن على - آن بود كه غرائز بىنظير و پرارزشى كه بدست نبوت در كيان او برنشانده شده و از پستان وحى ، تغذيه كرده و در مهبط قرآن گسترش يافته ، به كلى در وجود او متلاشى شود و از بين برود . ولى مگر ممكن بود ، اين غرائز كه همچون ذاتيات وى و جزئى از وجود او بود متلاشى گردد ؟ مگر ممكن بود او - كه پسر رسول خدا و پرورده‌ى دامان او و شاگرد مكتب اوست - براى دنيا به فعاليت برخيزد يا در امر دنيا سختكوش و در تلاش باشد ؟