تخطي إلى المحتوى الرئيسي

صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 255

مساهمون:

ص٢٥٥
و پاى گرفتن آن ، جز به كمك ياورانى با اخلاص صورت نيافته است . پس امامت نيز ممكن نيست بدون چنين ياورانى مستقر و پاى بر جا گردد . حال ، اين چنين ياورانى كجا و آن مردم سست عنصر كه با همه‌ى تظاهر به دوستى ، دلى بيگانه داشتند و با وجود بيعت به شرط اطاعت كامل و بدون قيد و شرط ، بىپروا فرار را بر قرار ترجيح مىدادند . ( 1 ) همانطور كه محمد ( ص ) جز پيامبرى كه پيش از او پيامبران در گذشته‌اند ، نبود ، پسرش حسن نيز جز اين نبود كه امامى است با ايمان قوى در دل و نمونه‌هاى عالى بر زبان . . و اين بود رسالتى كه براى وى - و او براى آن - مقدر گشته بود . همان وضع دشوار و بحرانى جدش رسول خدا در حادثه‌ى « حديبيه » و « بنى اشجع » براى او نيز مقدر شده بود و همان بيكسى و بىياورى پدرش على مرتضى در روز « سقيفه » و روز « شورى » « 1 » او را نيز مبتلا ساخته بود . با اين وصف چه دليل دارد كه برنامه‌ى خود را از روش جد و پدرش فرا نگيرد و عمل خود را بر طبق سنت آنان ترتيب نبخشد ؟ براى او چه نقيصه و عيبى كه سومين آن دو بزرگ باشد ؟
هامش
( 1 ) براى معرفى روز « سقيفه » بحثهائى كه كتابهاى فراوان و بزرگ بدان اختصاص يافته ، بسنده‌اند ولى براى نمايش دادن وضع على عليه السلام در روز « شورى » بهترين سخن ، گفته‌اى است كه خود آن حضرت در آن روز خطاب به اصحاب شورى بيان كرد . فرمود : « بىشك همه‌ى شما ميدانيد كه من از هر كس ديگر بدان ( خلافت ) شايسته‌ترم و سوگند به خدا تا روزى كه ببينم وضع مسلمين در بهبود است و جز به گروهى خاص ستم نمىرود ، آن را واگذار مىكنم ، تا پاداش و فضيلت اين ايثار نصيب من گردد و از زيور و زينت اين منصب كه شما بخاطر آن در كشمكش و مجادله‌ايد ، وارسته و بر كنار باشم » ( نهج البلاغه : ج 1 ص 124 ) .
صلح امام حسن ( ع ) ( فارسي ) — صفحة 255 | السيد الخامنئي / الشيخ راضي آل ياسين